جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٤٥
ديديم، محافظهكاران از درك اين نكته كه سوداگرىِ لگام گسيخته چگونه مىتواند موجب تضعيف والدگرى شود، عاجز هستند. از سال ١٩٨٠ تغيير وسيع سياستهاى دولت اين بوده است كه پاسخگو بودن نسبت به خانوادههاى ميان حال را رها كند و پوشش حمايتى را براى اين خانوادههاى فقير نازكتر نمايد.
در همين حال، به تبعيت از تمايل ذاتى سرمايهسالارى سودمحور، تمام پولهاى قابل ملاحظه به سوى ثروتمندان و قدرتمندان سرازير گرديد. در نظامهاى اقتصادى بازار آزاد، بدون وجود فشار قوىِ موازنهساز- كه به طور تاريخى يا از دولت يا از جنبش كارگرى ناشى شده است- منابع عمومى معمولًا به سمت آنهايى مىروند كه يا مالك و يا اداره كننده ابزار توليد هستند. براى مثال، تقريباً نيمى از كاهش مالياتى در لايحه اصلاح مالياتى ٤٠٠ ميليارد دلارى سال ١٩٩٧ به جيب ٥ درصدِ بالاى جدول درآمدى رفت. گرچه اكثريت كودكان به خانوادههايى تعلق دارند كه در ٤٠ درصد پايين جدول قرار دارند، چيزى از اين كاهش مالياتى عايد اين خانوادهها نشد. براى لفاظىهاى خانواده دوستانه كلينتون نيز بيش از اين نمىتوان گفت.
ساختن اصول اخلاقى همگانى
در حالى كه ما به قدرت عظيم برنامههاى دولت اذعان مىكنيم، سياست عمومى چيزى بيش از يك دسته از مقررات يا مجموعهاى از يارانهها است. سياست عمومى ارزشها را القا مىكند و به شيوههايى به شدت پرقدرت،