جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٤٢
است. بنا به گفته ادوارد ولف (اقتصاددان)، در مدت ٣٠ يا ٤٠ سال گذشته، رفاه والدين، در مقايسه با زوجهاى بدون فرزند، به طور مستمر فرسايش پيدا كرده است.
بايد در نظر داشت كه سياستهاى دولت نيروى محركه قدرتمندى در اين زمينه بوده است. در سال ١٩٥٩؛ ٢٠ درصد خانوادههاى داراى فرزند، در مقايسه با ١٦ درصد از خانوادههاى بدون فرزند، فقير بودند. بيش از سه دهه بعد، در سال ١٩٩٣، نرخ فقر در ميان خانوادههاى داراى فرزند ١٩ درصد بود، در حالى كه اين نرخ در ميان خانوادههاى بدون فرزند به ٥ درصد؛ يعنى بيش از دو سوم، كاهش يافته بود. در واقع، خانوادههاى داراى فرزند شاهد آن بودهاند كه درآمدشان در مقايسه با خانوادههاى بدون فرزند بسيار كمتر شده است. براى مثال، در فاصله سالهاى ١٩٧٤ تا ١٩٩٢ درآمد متوسط خانوادههاى فرزنددار ٢ درصد پايين آمد، در حالى كه درآمد متوسط خانوادههاى بىفرزند ١٦ درصد افزايش يافت.[١]
واقعيت آن است كه دولت آمريكا به طور روز افزون از زير بار مسئوليت در برابر خانوادههاى داراى فرزند شانه خالى كرده است، يعنى سياستهاى مالياتى و مسكن- به شرحى كه گذشت- عليه والدين شكل گرفته است و اين در حالى است كه دولت روزبهروز به شكل گستردهترى از شهروندان درجه يك و ديگر گروههاى مورد لطف حمايت مىكند. آنچه ما در مدت ٣٠ سال گذشته به واقع انجام دادهايم، اين است كه
[١] -
. Edward N. Wolff," the Economic Status of Parents in Postwar America" paper prepared for the Task Force on Parent Empowerment, Sept. ٠٢, ٦٩٩١, pp. ٢- ٦.