جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٣٧
بدرفتارى با كودكان يا سهلانگارى نسبت به آنان با فقر ارتباط دارد و اگر خانوادههاى بيشترى بالاى خط فقر قرار مىگرفتند، بسيارى از موارد كودكآزارى به سادگى ناپديد مىشد. در يك مطالعه جامع مشخص گرديد كه سوءاستفاده جنسى در ميان خانوادههاى كمدرآمد پنج برابر بيش از خانوادههاى ثروتمند و سهلانگارى فيزيكى ده برابر بيشتر شايع است. نبايد تعجب كنيم. در خانوادههاى فقرزده، فقط دستو پنجه نرم كردن با نيازهاى زندگى روزمره، مستلزم ميزانى از استرس است كه بقيه ما بهسختى مىتوانيم آن را تصور كنيم. تصور كنيد با يك حكم تخليه روبهرو مىشويد در حالى كه يك كودك نوزاد داريد و هيچ جاى ديگرى نداريد كه به آنجا برويد، چه فشارى براى يافتن يك راه چاره متحمل مىشويد، يا تصور كنيد اضطراب و نگرانى سركردن با يك كودك پنج ساله مبتلا به آسم را در حالى كه نمىتوانيد داروى مناسب براى او تهيه كنيد. بدون شك فقر «زمينه مستعدى» به وجود مىآورد «كه بستر انواع مسائل اجتماعى مىگردد. اين مسائل اجتماعى ممكن است در شرايط مناسبتر كمرنگ شوند.»[١] سياستگذاران، به جاى آنكه والدين فقير سياه يا رنگينپوست را به عنوان كودكآزاران بالقوه هدف قرار دهند، بايد منابع بسيار بيشترى را براى تأمين مراقبتهاى بهداشتى و مسكن اختصاص دهند، به گونهاى كه والدين كمدرآمد بتوانند به پرورش و تغذيه فرزندان خود به گونه بهترى بپردازند.
بر سر كودكانى كه كودكيارانِ بيش از اندازه مشتاق ما، آنها از چنگ پدر و مادرشان بيرون مىكشند، چه مىآيد؟ بيشتر آنها تحت حضانت
[١] -.Wexler ,Wounded Innocents ,p .٨٤ .