جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٣٣
جا مىباشد.
قربانى شدن والدين توسط بوروكراسى رفاه كودكان به زمان تصويب قانون فدرال منع بدرفتارى با كودكان[١] در سال ١٩٧٤ برمىگردد. اين قانون بدرفتارى با كودك را چنين تعريف مىكند: «صدمه جسمى يا روانى، سوءاستفاده يا بهرهكشى جنسى، رفتار سهلانگارانه يا بدرفتارى با كودك ... تحت شرايطى كه نشان مىدهد سلامت يا رفاه كودك بر اثر آن صدمه ديده يا به مخاطره افتاده است»[٢]. اين تعريفِ بسيار وسيع، كار را براى متوليان رفاه كودك آسان كرد تا طيف جرايم والدين را گسترش دهند. اكنون «بد رفتارى عاطفى» مىتوانست هم به چيزى مبهم مانند «انتقاد نامعقول گفتارى» و هم به چيزى مشخص و خشونتآميز مانند «زندانى كردن بيست و چهار ساعته يك كودك در دستشويى» اطلاق شود و دامنه سوءاستفاده جنسى اكنون مىتوانست از «زناى با محارم» تا «لمس كردن آلت تناسلى يا پوشاندن آن با لباس» گسترش يابد. تعريف سهلانگارى فيزيكى نيز به ويژه بسيار انعطاف پذير شد. در ايلى نويز تعريف آن چنين بود: «كوتاهى در تأمين حمايتهاى درست و لازم براى رفاه كودك»، در حالى كه در مىسىسىپى تعريف آن رها كردن كودك بدون «مراقبت، حضانت، نظارت يا حمايت» بود. نتايج اين كار قابل پيشبينى بود. والدين، به خاطر اجازه ندادن به كودك براى تماشاى تلويزيون بعد از ساعت هفتونيم بعدازظهر يا به خاطر پول دادن به كودك
[١] -
. Federal Child Abuse Prevention and Treatment Act) CAPTA(
[٢]
. Dana Mack, Assault on Parenthood) New York: Simon and Schuster, ٧٩٩١( pp. ٩٥- ٠٦.