جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٣٢
مشكلساز است. كودكان فقط بزرگسالانى در مقياس كوچك نيستند كه در صورتى كه طيف مناسبى از خدمات به آنها داده شود، مىتوانند به نوعى خودكفايى و حمايت از خود برسند. كودكان نمىتوانند به حال خود زندگى كنند. آنها در مؤسسات رشد نمىكنند. تمام كودكان، چه كودكان نوپا و چه نوجوانان، به طور قطع نياز به يكى از والدين و ترجيحاً هر دوى آنها دارند تا در يك دوره زمانى طولانى، توجه بىقيد و شرط و متعهدانه خود را نثارشان كنند. خريدارى چنين توجه و مراقبتى در بازار آزاد كار دشوارى است، حتى هنگامى كه كاملًا روشن باشد كه لازم است كودك از والدين طبيعى خود جدا شود.
عشق بىقيد و شرط و تعهد دراز مدت چيزى نيست كه بتوان به آسانى در بازار يافت، حتى اگر يك مؤسسه دولتى آمادگى پرداخت بهاى آن را داشته باشد. بهرغم اين مسئله اساسى، كارگزاريهاى بيش از اندازه مشتاق اغلب تلاش زيادى مىكنند تا كودك را از چنگ والدين كاملًا شايسته بربايند.
در طول سى سال گذشته، هزاران متخصص مرتبط با ديوانسالارىِ رو به توسع رفاه كودكان، دست به كارهايى زدهاند كه فقط مىتوان آن را تفكرِ سركوب والدين توصيف كرد. اقليت قابل ملاحظهاى از كسانى كه در زمينه رفاه كودكان كار مىكنند، در حال حاضر بهشدت اعتقاد دارند كه عملكرد خانواده آمريكايى بسيار بد است كه بيشتر والدين استعداد بدرفتارى با كودكان را دارا هستند و اينكه در بسيارى از موارد «قطع يد از والدين»[١] به
[١] -.Parentectomy