جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٣١
خيرخواهانه براى نجات كودكان ما، ظهور طبقه جديدى از متخصصان از قبيل مددكار اجتماعى، درمانگر، داوطلبان پذيرش فرزند و وكلاى دادگاههاى خانواده بود كه منافع مشخصى در اشغال نقش والدين دارند. بوروكراسى در هر جا ميل فراوانى به گسترش قلمرو خويش دارد تا دامنه مشتريان خود را وسيعتر نمايد. اگر اين مشتريان كودكان باشند، والدين به آسانىِ تمام افرادى كه تجارت را تهديد مىكنند. كريستوفر لاش[١] يكى از كسانى است كه معتقد بود اين «به اصطلاح متخصصان امدادگر» در جهت تضعيف روحيه اعتماد به نفس خانوادهها عمل كردهاند و به طور ناخودآگاه حلقه معيوبى از وابستگى به منابع تخصصى خارجى ايجاد كردهاند.[٢]
متأسفانه، موج حركت براى تصاحب جايگاه والدين، خانوادههاى رنگينپوست را به طور ناعادلانهاى هدف قرار داده است. در شرايطى كه در آن والدين بهسختى مشغول دست و پنجه نرم كردن با واقعيتهاى زندگى روزمره هستند، خيلى آسانتر خواهد بود كه كودكان را جدا كنيم تا آنكه با مشكلات ريشهدارى مانند بىخانمانى، بيكارى يا اعتياد برخورد نماييم.
اين امر ما را به نقطه اوج مسئله مىكشاند. جدا كردن كودكان از والدين يك مانور پرخطر است، زيرا آنچه پس از آن با كودكان مىكنيم به شدت
[١] -.Christopher Lasch تاريخ نگار آمريكايى و منتقد اجتماعى( ١٩٩٤- ١٩٣٢)
[٢]
. Don Browning, Bonnie J. Miller- McLemore, Pamela D. Couture, K. Bryholf Lyon, and Robert M. Franklin, From Culture Wars to Common Ground: Religion and the American Family Debate) Louisville, Ky.: Westminster/ John Knox, ٧٩٩١(, p. ٢٩١.