جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٢١
طولانى، توانايى افراد بزرگسالِ مسئول را براى استفاده از آزادى خود، محدود مىسازند. در كشورى كه تقريباً ٨٧ درصد تمام بزرگسالان والد مىشوند و «وضعيت اضطرارى والدگرى» حدود ٢٥ سال طول مىكشد، يك نكته بسيار روشن اينكه ما درباره تصميمات حاشيهاى يا مسئوليتهاى جزيى سخن نمىگوييم.[١] كودكان در بطن زندگى بزرگسالان جاى مىگيرند و نيازمند آن هستند كه بزرگسالان به خاطر آنها بسيارى از اهداف زندگى خود را فدا كنند.
به نظر مىرسد تا جايى كه به فرهنگ سياسى ما مربوط مىشود، هر دو جناح ما بيمار هستند. محافظه كاران در برابر روشهايى كه بازارِ لگام گسيخته از طريق آن انرژى و كارآيى مادران و پدران را به تحليل مىبرد چشم خود را مىبندند، در حالى كه ليبرالها شيوههايى را كه فردگرايى بىحد و مرز از طريق آن همين جوهره والدگرى را تضعيف مىكند، ناديده مىگيرند. اما اگر هر دو رويه سياسى در تخريب خانواده همدست هستند، رهبران منتخب ما نيز از پذيرش اين واقعيت فرسنگها فاصله دارند، چه رسد به آنكه بخواهند با پيامدهاى آن دست و پنجه نرم كنند. شايد هم در حفظ وضعيت موجود منافع سرشارى وجود داشته باشد.
تقويت والدين از طريق مقررات مالياتى
در پايان دهه ١٩٤٠ و آغاز دهه ١٩٥٠، دولت فدرال مقررات مالياتىاى
[١] -
. David Guttmann, Reclaimed Powers: Toward a New Psychology of Men and Women in Later Life) New York: Basic, ٧٨٩١(, pp. ٥٨١- ٤١٢.