جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١١٨
برداشت و هر گاه يك شوهر يا يك زن ادعاى اختلافات غيرقابل آشتى نمايند، طلاق را مجاز دانست. بر طبق اين قوانين، نفقه نيز تا حد زيادى حذف شده است. اين آسانسازى مقررات منعكس كننده باور ليبرالى است كه مردم را به منزله افرادى بدون محدوديت و آزاد از وظايف و مسئوليتهايى كه آن را قبول ندارند، مىداند. حاصل اين نگرش، تغيير نگرش كلى ما به موضوع ازدواج بوده است. ازدواج، به جاى آن كه به عنوان مكانيزمى به خدمت گرفته شود كه بزرگسالان از طريق آن تعهد خود را به ديگران، بهويژه به كودكان، ابراز نمايند، وسيلهاى براى ارضاى احساسات شريكان بزرگسال شده است.
بىترديد، طلاق بدون تقصير، طيف جديدى از گزينهها را به روى بسيارى از بزرگسالان گشوده است. اين نوع طلاق با كاهش مجازاتهاى مرتبط با طلاق، قدرت يك فرد را براى بهدور افكندن سريع و آسان نقشها و مسئوليتهاى خانوادگى افزايش داده است. اما اين آزادى انتخاب جديد بسيار پرهزينه است، زيرا سختى و مشقت قابل توجهى را به كودكان تحميل مىكند. اكنون مجموع قابل توجهى از پژوهشها نشان مىدهد كه فرزندان طلاق مسائلى جدى، از محروميت اقتصادى تا شكست تحصيلى و اختلالات عاطفىِ طولانى مدت را تجربه مىكنند.[١]
احساس بيزارى ليبرالها
اگر محافظهكاران به دليل ايمان كوركورانه به سرمايهسالارى، حمايت
[١] -
. David Popenoe, Life Without Father) New York: Free Press, ٦٩٩١(, pp. ٢٥- ٦٥.