جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١١٥
است، اما مادران و پدران ديگر نمىتوانند در ازاى سرمايهگذارى والدينى خود، بازگشتى اقتصادى را انتظار بكشند.
اين موضوع ما را به دو راهى حساس معاصر كه رهبران سياسى ما، به ويژه راستگرايان را سردرگم كرده است، مىكشاند. ما به طور روز افزون از والدين انتظار داريم كه مقدار زيادى پول و انرژى را صرف بزرگ كردن فرزندان خود كنند در حالى كه در نهايت اين جامعه است كه منافع مادى آن را درو مىكند. هزينهها خصوصى، اما منافع به طور فزاينده عمومى است. اگر شما پدر يا مادر خوبى هستيد و آن انرژى قهرمانانه لازم را بهدست آوردهايد تا تضمين كنيد كه فرزندتان در مدرسه موفق مىشود و به درس خود ادامه مىدهد تا تحصيلات پر هزينه كالج را به پايان برساند، بدون شك در تأمين نيروى انسانى آمريكا مشاركت خواهيد كرد و اين كشور را كمك خواهيد كرد تا با آلمانىها و كرهاىها رقابت كند. اما با انجام چنين كارى ذخاير اقتصادى خود را بيش از آنكه افزايش دهيد به تحليل مىبريد. از منظر والدين، فرزند به كالايى كاملًا غيراقتصادى تبديل شده است. فرد فرد مادران و پدران ممكن است هنوز مقدار زيادى از وقت خود را به اين فعاليت كه هم براى كودك و هم براى كشور سرنوشتساز است، اختصاص دهند، اما براى نخستينبار در تاريخ است كه انرژى آنها بهوسيله منافع فردى آگاهانه تقويت نمىشود؛ آنها بايد به طور كامل بر ذخيره عظيم عشق نوعدوستانه تكيه كنند. اين عشق بايد بسيار زياد باشد كه بيش از دو دهه دوام بياورد، زيرا در جامعه رو به پيچيدهتر شدن ما، يك مادر يا پدر نمىتواند به آسانى، جوانى هيجده ساله را تحويل جامعه دهد؛