جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١١٣
دبيرستان را به پايان برسانند، همه از آن منتفع مىشوند، هم خود كودكان و هم كل مجتمع. در عوض، نيروهاى سوداگرانه و توجه جدى به حقوق فردى، اجازه مىدهد كه نيازهاى اين خانوادههاى تلاشگر سركوب شود.
نابينايى محافظهكاران
محافظهكاران، زندگى خانوادگى را تضعيف مىكنند. زيرا نمىبينند كه ارزشهاى سوداگرانه چگونه ارزشهاى خانوادگى را نابود مىكنند. از آنجا كه آنها سرسپرده بازار آزاد و بىمهار هستند، فراموش مىكنند كه بنا به قول به ياد ماندنى لِستِر تورو، ارزشها «نقطه كور سرمايهسالارى» هستند.[١] در واقع، سرمايه سالارى بر برخى از ناخوشايندترين ويژگيهاى انسان، يعنى حرص، تجاوز و خودمحورى و ... تكيه دارد. از آنجا كه سوداگرى صرف هيچ حيطه اخلاقى را برنمىتابد، نمىتواند به مقوله نظم اجتماعى و سرمايهگذارى اجتماعى بپردازد. به اين ترتيب، تجارت آزاد چندان صلاحيت آن را ندارد كه به كار غير سوداگرايانهاى كه والدين انجام مىدهند، بپردازد. حتى با وجود آنكه اين كار غيرسوداگرايانه سرچشمه اصلى سرمايه اجتماعى و انسانى كشور ما است، تجارت آزاد آن را كاملًا ناديده مىگيرد زيرا خارج از ارتباطات پيچيده پولى قرار دارد.
براى آنكه حق محافظهكاران را ادا كرده باشيم، بايد بگوييم كه آنها پيامدهاى وخيم تضعيف خانواده را شناسايى كردهاند. آنها عقيده دارند كه
[١] -
. Lester Thurow, The Future of Capitalism: How Todays Economic Forces Shape Tomorrows World) New York: Morrow, ٦٩٩١(, p. ٧٧٢.