جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٠٩
پدران دست كشيده است. والدين قربانى مجموعهاى از تناقضات و دشمنىهاى ايدئولوژيك شدهاند. اين تناقضات و دشمنىها خواست سياسى را منجمد كرده و بهشدت سبب تضعيف حمايتهاى اجتماعىاى شده است كه در گذشته انرژىهاى والدين را تقويت مىكرد.
به ويژه از سال ١٩٨٠، محافظهكاران بر اين باور بودهاند كه بازارها بايد آزاد و بىمهار باشد و هنگامى كه دولت كمترين دخالت ممكن را اعمال نمايد، اقتصاد به بهترين وجه عمل مىكند. در فضاى اجتماعى، محافظهكاران بهعكس به اعمال كنترل و محدوديت معتقد بودهاند.
البته بايد اذعان كرد كه محافظهكارى اجتماعى قطعاً بهطور جدى از والدين و فرزندان حمايت مىكند. براى مثال، اگر بخواهيم در راستاى حفظ ازدواجهاى «مطلوب» حركت كنيم و اجازه دهيم كودكان بيشترى در خانوادههاى دو والدى بزرگ شوند، به نظر مىرسد سخت كردن مقررات طلاق، كار خوبى باشد. اما محافظهكارى اقتصادى هم مىتواند براى والدين و هم براى كودكان بهشدت مخرب باشد. مثلًا در دهه ١٩٨٠، هنگامى كه رونالد ريگان به يك سلسله ابتكارات به سود بازار دست زد، بخش خصوصى اجازه يافت به حريم گستردهترى از زندگى عمومى و خصوصى دست زند. تلويزيون از قيد مقررات آزاد شد، قمار قانونى گرديد، اتحاديههاى كارگرى به عقب رانده شد و حداقل دستمزد ثابت ماند. تمام اين اقدامات با نام آزادسازى بازار صورت مىگرفت. هر يك از اين سياستهاى محافظه كارانه كه بسيارى از آنها تا امروز نيز ادامه دارد، به شيوههاى گوناگون قدرت والدين را در ايفاى نقش مطلوب خود در برابر