درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٨٢ - ٤ معرفت عرفانى؛ عملآفرين و محرك
بگيرد، در صحنه عمل ظهور مىكند و گرنه، در خزانه ذهن مىماند و چه بسا با رفتارى مناقض با آن همراه مىگردد.
معارف عادى، چنين هستند؛ يعنى با ذهن آدمى سر و كار دارند و بنابر طبيعتى كه دارند، به وجود آورنده رفتار مناسب و جهت دهنده عمل و سلوك آدمى نيستند. ولى در مقابل اين معارف، معرفت عرفانى، طبيعتاً جهت دهنده و عملآفرين است و از نتايج طبيعى اين نوع معرفت، دگرگونى به سمت مطلوب است. معارف عادى روشنگرند و نقش چراغى را دارند كه راه را براى روندگان روشن مىكند؛ ولى معرفت عرفانى، در افقى بالاتر و والاتر، عارف را به سوى مطلوب روانه مىكند و حرارت و حركت توليد مىكند و شورآفرين است.
|
علم رسمى همه خذلان است |
در عشق آويز كه علم آن است |
|
|
اين علم ز تفرقه برهاند |
آن علم تو را ز تو بستاند |
|
|
اين علم تو را ببرد به رهى |
كز شرك خفى و جلى برهى |
|
|
اين علم ز چون و چرا خالى است |
سر چشمه آن، على عالى است[١] |
|
قرآن كريم در برخى موارد، سلوك و عمل را نتيجه علم مىداند و در اين موارد، مقصود از چنين علمى همين معرفت عرفانى است. آيات زير از همين جمله است:
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ[٢].
تنها دانايانند كه از خدا مىترسند.
[١] . شيخ بهايى.
[٢] . سوره فاطر: ٢٨.