جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤ - سوره نساء
در مجالس و ميتينگهاى كمونيستها اشتراك كردهاند
اولاد خود را به مدارس دولتى فرستادهاند و باعث گمراهى آنان شدهاند و يا خود و جوانان خود را براى عسكرى آماده كردهاند و بالاخره دنياى خود را بهتر از دين خود دانستهاند و غيرت و شرافت را كنار گذاشتهاند، خون يك ميليون مسلمان هموطن خود را ناديده گرفتهاند) ملائكه در موقع قبض روحشان بآنها مىگويند، در چه حالى بوديد؟ جواب دهند در روى زمين ضعيف و ناتوان بوديم (يا راى مقابله و جرئت مخالف با حكومت بى- دين كمونيستى يا هرنظام ضد اسلامى را نداشتيم، ملائكه (اين عذر آنان را نمىپذيرند و) ميگويند آيا زمين خداوند فراخ نبود، چرا بجاى ديگرى (كه دين شما محفوظ مىماند) هجرت نكرديد، اين (دسته از بزدلان بىغيرت و اسيران شهوت) جايگاه شان جهنم است و بازگشت بدى دارند، مگر بيچارگان (و عاجزان واقعى) از مردان و زنان و كودكان كه هيچ چارهى نداشتند و راه بجائى برده نمىتوانستند كه چه بسا خداوند از آنان بگذرد، خداوند عفوكننده و مهربان است.
هركس كه (براى دين خود و اولاد خود و براى مبارزه نمودن بهتر از زير سلطه حكومت ملحد) مهاجرت كند (نه فرار از جهاد) جايگاههاى زيادى مىيابد (از نيابيدن خانه و كاشانه و غربت نهراسد) و كسى كه از خانه، به قصد هجرت بسوى خداوند و پيامبرش بيرون مىشود، سپس اجلش برسد و بميرد، تحقيقا پاداش او بر خدا قرار مىگيرد (خداوند زحمت او را بدون پاداش نخواهد گذاشت) بارى خانه و كار و دكان و تجارت و ماموريت نبايد كه مانع جهاد و هجرت مسلمان شود، خداوند در دنيا و آخرت عوض فداكارى را به انسان مىدهد، و شخص مسلمان چه زن و چه مرد- بايد بر همهچيز، دين خود را مقدم دارد.