جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٦ - جنگ مؤته
زيد بيرق را گرفت و مبارزه شديدى نمود تا بوسيله نيزهها شهيد شد، بلافاصله بيرق را جعفر برداشت و در جنگ رشادت بخرج داد بعد از اسب خود پياده شد و آن را پى نمود و بمبارزه خود ادامه داد زخمهاى زيادى ببدن او رسيد كه تعداد آن در روايات مختلف ذكر شده است، بعضيها گفته اند پنجاه زخم باو رسيد بعضيها هفتاد و دو و بعضيها نود و چند گفتهاند. دست او را بريدند، او علم را بدست ديگرش گرفت دست دوم او را نيز بريدند، بعضيها گفته او را دو نصف كردند كه در يك نصف آن سى و چند زخم وجود داشت پيامبر فرمود خداوند بعوض دو دست او دو بال (از ياقوت سرخ) باو عطا كرد كه بوسيله آنها در بهشت پرواز نمايد و لذا او را جعفر طيار ملقب نمودند.
بعد عبد الله بن رواحه رأيت را گرفت و جنگيد تا بدرجه شهادت نايل آمد، بعد خالد بن وليد رأيت را گرفت و لشكر را از صحنه قتال خارج ساخت و بسوى مدينه عزيمت نمودند اگرچه مهنزمين كار بدى نكرده بودند ولى روحيات مسلمانان صدر اسلام از فرارا متنفر بود و به رشادت و مردانگى و مبارزه تا سرحد شهادت شوق فراوان داشتند، كار اين لشكريان بگفته بعضى از مؤرخين بجائى رسيد كه مردم در موقع ورودشان خاك روى بر آنان مىپاشيدند و وقتى بدر خانه خود ميرفتند و دق الباب ميكردند اهل خانه در را بر روى آنان نمىگشادند و بانان ميگفتند چرا در ميدان جنگ ظاهر نشديد كه با يارانشان كشته مىشديد[١] سركردگان لشكر
[١] نگارنده در موقع رقم اين سطور از گريستن خوددارى نتوانست راستى كه چه روحيه هيجانانگيزى داشتند چه معلمى و چه درسى و چه شاگردهائى؟ صلى الله عليه و على آله و على اصحابه.