جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٨ - نمونه ديگر از اخلاص و صفا
ولى مع الوصف پيامبر (ص) از حمله دوباره كفار تشويش داشت و لذا با اصحابش فرمود كى خبر آنان را براى ما مىآورد؟ كسى جواب نداد. امير المومنين با آنهمه زخمهائى كه داشت، گفت من ميروم خبر آنان را مىآورم حضرت فرمود اگر بجاى شتران بر اسبان سوار باشند كه قصد مدينه را دارند و چنانچه بجاى اسبان بر شتران سوار باشند قصد مكه را دارند، حضرت على تا نزديكى آنان رفت و برگشت عرض كرد بر شتران سوار بودند نه بر اسبان حضرت فرمود قصد مكه را دارند.
همينكه مسلمانان در مدينه قرار گرفتند جبرئيل نازل شد و عرض كرد يا رسول الله خدا ترا امر ميكند كه در پى كفار بيرون روى و جز افراد زخمى كسى با تو بيرون نرود، به دستور آنحضرت جارچى صدا زد كه اى گروه مهاجر و انصار هركس كه زخمى دارد بيرون رود و هركس كه بىزخم است در مدينه باشد، و بنقلى فرمودند هركس كه ديروز در جنگ حضور داشته بيرون رود. شايد هنوز مسلمانان از تداوى و بستن زخمهاى بدن خود فارغ نشده بودند كه نداى مذكور بگوششان رسيد و نوشتهاند كه آيه مباركه:
" وَ لا تَهِنُوا فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ" ...
و آيه مباركه:
" إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ" ...
نازل شد كه در طلب كردن كفار سستى نكنيد اگر شما دردمند ميشويد كفار هم دردمند ميشوند و شما از خدا چيزى را اميدواريد كه آنان نيستند، اگر بشما زخم رسيده به دشمنان شما نيز زخم رسيده است.
مسلمانان دستور خدا و پيامبرشان را پذيرفتند و يكبار ديگر ايمان و صداقت و تعهد خود را اثبات كردند، هفتاد