جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٣ - سوره فتح
بسته بودند نقض كردند و بر خزاعه كه همپيمانان مسلمانان بودند هجوم بردند و پيامبر تصميم گرفت مكه را از دست كفار بگيرد، ابو سفيان بمدينه آمد تا معاهده قبلى را تحكيم بخشد و حتى مدت آنرا بيشتر گرداند ولى جواب مساعدى نشنيد، حتى دخترش ام حبيبه كه زوجه رسولخدا بود فرش را از زير پاى پدرش كشيد و پيچيد، ابو سفيان گفت دختر، فرش را لائق من نديدى يا مرا لايق آن؟ ام حبيبه گفت بلكه فرش فرش رسول خدا (ص) است و تو مرد مشرك نجسى هستى، دوست ندارم بر آن فرش بنشينى!
در روز ده ماه رمضان سال هشتم هجرى حضرت با ده هزار تن بطرف مكه حركت كردند. در اثناى اين واقعه حاطب بن ابى بلتعه نامهاى باهل مكه نوشت و آنان را از تصميم پيامبر بااطلاع نمود، و سپس نامه را بزنى داد كه در لاى موهاى سرش پنهان نموده و روانه مكه شود.
جبرئيل موضوع را به پيامبر اطلاع داد آنحضرت على و زبير را بعقب آن زن فرستاد كه در اثناى راه او را گرفتند و سامان او را تفتيش كردند چيزى از او نيافتند حضرت على فرمود من بخدا سوگند ميخورم كه پيامبر دروغ نفرموده است يا نامه را بده و يا حجابت را برميدارم زن ترسيد و نامه را از ميان موهاى بافته شده خود بيرون آورد و داد، حضرت به حاطب فرمود چرا اينكار را كردى عرض كرد بخدا من بخدا و رسولش ايمان دارم و تغييرى نكردهام لكن اهل من در مكه بود، اين آيه نازل شد:
" يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ ...
اى مومنين دشمن من و دشمن خود را دوست نگريد ...
بابراهيم و آنانيكه با او ايمان آورده بودند اقتدا كنيد