شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٩ - الف - سوره علق
بخوانم؟». گفت: اى محمّد! «بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. انسان را از عَلَق (آويزكى) آفريد» تا «آنچه را نمىدانست».
١٢٧. الفهرست، ابن نديم- به نقل از محمّد بن نعمان بن بشير-: نخستين چيز از قرآن كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ» تا «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ» بود. سپس «يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ»- كه آخر آن در راه مكّه نازل گشت- و سپس سوره مدّثّر.
١٢٨. تفسير الطبرى- به نقل از ضحّاك، از ابن عبّاس-: نخستين بار كه جبرئيل عليه السلام بر محمّد صلى الله عليه و آله فرود آمد، گفت: اى محمّد! بگو: پناه مىبرم به [خداى] شنواى دانا، از شيطان رانده شده. سپس گفت: بگو: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» و سپس گفت:
«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ».
عبد اللَّه [بن عبّاس] گفت: اين، نخستين سورهاى بود كه خدا با زبان جبرئيل عليه السلام بر محمّد صلى الله عليه و آله فرو فرستاد و به او دستور داد كه فقط به خدا پناه ببرد، نه آفريدههاى او.
١٢٩. سعد السعود- به نقل از ابن عبّاس-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پيش از آن كه به او وحى شود، هميشه صدا را مىشنيد .... خديجه گفت: تو را چه شده است، اى پسر عبد اللَّه؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آنچه به تو گفتم كه صدايش را مىشنوم، بر من نمايان شد. به خدا سوگند، امروز در حِرا ايستاده بودم كه يكى نزد من آمد و گفت: بشارت- اى محمّد- كه من، جبرئيلم و تو، پيامبر اين امّتى. سپس پارهخطّى را در آورد و به من گفت: آن را بخوان! گفتم: به خدا سوگند كه من، هرگز كتابى نخواندهام درسْناخواندهام!
او مرا سخت فشرد و سپس رهايم كرد و گفت: بخوان! گفتم: به خدا سوگند كه من، هرگز چيزى نخواندهام و چيزى نمىدانم كه بخوانم. گفت: «بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. انسان را از آويزكى آفريد» تا رسيد به اين سخن كه: «به انسان، آنچه را