شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٥ - ٣ كتاب
صورت مىپذيرد و گاه با نوشتن، واجب كردن و نظاير اينها. بدين ترتيب، معانى ياد شده، همگى از مصاديق يك معنايند[١] و كتاب را از آن رو بدين نام ناميدهاند كه معانى، كلمات و مقاصد غير مكتوب را در خود ثبت و ضبط و جمع مىكند.
برخى قرآنپژوهان در وجه تسميه قرآن به «كتاب» گفتهاند: قرآن كريم به گونهاى خاص و رسا، جامع انواع آيات، احكام، قصص، اخبار و علوم است و اين با معناى لغوى «كتاب» (جمع) متناسب است و اين كلمه با كلمه «قرآن» كه در آن نيز معناى «جمع» موجود است، تلاقى معنايى دارد؛ اما كلمه قرآن به جامعيت وحى محمدى صلى الله عليه و آله نسبت به كتب انبياى پيشين يا علوم اشاره دارد و كلمه «كتاب» به جامعيت كتاب الهى نسبت به آيات، احكام، قصص، اخبار و علوم.[٢]
«كتاب» به صورتهاى مختلف مانند معرّف به الف و لام تعريف،[٣] نكره،[٤] موصوف،[٥] مضافٌ اليه،[٦] و جمع[٧] بيش از ٢٥٠ بار در قرآن و بيش از اين در روايات اسلامى آمده است و پس از واژه «قرآن» بيشترين كاربرد را براى اشاره به قرآن دارد.
همچنين در بسيارى از روايات، همراه الف و لام تعريف آمده است؛ مانند اين حديث امام صادق عليه السلام:
كُلُّ شَىءٍ مَردودٌ إلَى الكِتابِ وَ السُّنَةِ.[٨]
هر چيزى را بايد به قرآن و سنّت، ارجاع داد (با آنها سنجيد).
[١]. ر. ك: التحقيق فى كلمات القرآن الكريم: ج ١٠ ص ٢١ ماده« كتب».
[٢].« اسامى و عناوين قرآن كريم»، سيد محمد باقر حجتى، ميراث جاودان: سال ٣، شماره ٣ و ٤، ص ٢٤.
[٣]. براى نمونه: بقره: آيه ٢.
[٤]. براى نمونه: نساء: آيه ١٥٣.
[٥]. براى نمونه: نمل: آيه ١؛ فصّلت: آيه ٤١.
[٦]. براى نمونه: آل عمران: آيه ٦٤.
[٧]. سبأ: آيه ٤٤؛ بيّنه: آيه ٣.
[٨]. ر. ك: ص ٥٠ ح ١٩.