شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٥ - ٥/ ٢ - ٥ پاسخ مواردى كه به نظر، مختلف مىرسند
از اين رو، مجازات شد. خداوند- تبارك و تعالى- فرمود:" هرگز مرا در دنيا نخواهى ديد ... «به كوه بنگر. اگر در جاى خود مانْد، مرا هم خواهى ديد»". پس خداوند سبحان، يكى از نشانههايش را نمايان ساخت و پروردگار ما، بر كوه، تجلّى كرد كه بر اثر آن، كوه از هم فرو پاشيد و خُرد شد، و موسى، از هوش رفته، بر زمين افتاد؛ يعنى مُرده بر زمين افتاد؛ زيرا كيفر او، مرگ بود. سپس خداوند، او را زنده گردانيد. موسى، توبه كرد و گفت: «تو منزّهى! به درگاهت، توبه كردم و من، نخستينِ مؤمنانم»؛ يعنى نخستين مؤمن از ايشان كه ايمان آورد كه هرگز، تو را نمىبيند.
و امّا سخن او كه: «و قطعاً بار ديگرى هم او را ديده است، نزديك سِدرة المُنتهى»، يعنى محمّد صلى الله عليه و آله نزديك سِدرة المُنتهى بود، جايى كه هيچ آفريدهاى از آفريدگان خدا از آن فراتر نمىرود (/ پايش بدان جا نمىرسد).
و سخن او در آخر آيه كه: «ديده [اش]، منحرف نگشت و [از حد] در نگذشت. به راستى كه [برخى] از آيات بزرگِ پروردگار خود را ديد»، جبرئيل عليه السلام را دو بار در چهره [ى واقعى] اش ديد: يكى، اين بار و يك بار ديگر، و اين [كه او را آيت بزرگى ناميد]، از آن روست كه خلقت جبرئيل عليه السلام، باعظمت است؛ چرا كه او از موجودات روحانىاى است كه شكل و شمايل و اوصاف آنها را جز پروردگار جهانيان، خدا، كسى درك نمىكند.
و امّا سخن او كه: «در آن روز، شفاعت [به كسى] سود نمىبخشد، مگر به كسى كه [خداى] رحمان، اجازه دهد و سخنش را بپسندد. آنچه را كه آنان در پيش دارند و آنچه را كه پشت سر گذاشتهاند، مىداند، حال آن كه ايشان، بِدان دانشى ندارند»، يعنى آفريدگان، به خداوند عز و جل احاطه علمى ندارند؛ زيرا خداوند- تبارك و تعالى- بر ديدگان دلها، پرده نهاده است. بنا بر اين، نه هيچ فهمى به چگونگى او مىرسد، و نه هيچ دلى مىتواند برايش حد و مرزى تعيين كند. پس او را توصيف نمىكند، مگر همان گونه كه او خود، خويشتن را توصيف كرده است: هيچ چيز، همانندش نيست، شنوا و بيناست، آغاز و انجام است، پيدا و پنهان است، و آفريننده و پديد آورنده و صورتگر است و آفريننده اشياست. بنا بر اين، هيچ يك از اشيا، همانند او- كه بزرگ و متعالى است- نيست».
آن مرد گفت: آسودهام نمودى. خدا، آسودهات كند! و گِره از كارم گشودى. خدا، به تو پاداش بسيار دهد، اى امير مؤمنان!
امام عليه السلام [در ادامه] فرمود: «و امّا سخن او كه: «و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن