شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٣ - ٥/ ٢ - ٥ پاسخ مواردى كه به نظر، مختلف مىرسند
سپس در جايى ديگر، گِرد مىآيند و از يكديگر، انتقام مىكشند. اينها همه، پيش از حسابرسى است. پس چون نوبتِ حسابرسى فرا رسد، هر انسانى سرگرم كار خويش مىشود. از خداوند، بركت آن روز را مىخواهيم».
آن مرد گفت: آسودهام نمودى. خدا، آسودهات كند- اى امير مؤمنان-! و گِره از كارم گشودى. خدا، به تو پاداش بسيار دهد!
امام عليه السلام ادامه داد: «و امّا سخن خداوند عز و جل كه: «در آن روز، چهرههايى شاداب اند [و] به سوى پروردگارشان مىنگرند» و سخن او كه: «و ديدگان، او را در نمىيابند و او ديدگان را در مىيابد» و سخن او كه: «و قطعاً بار ديگرى هم او را ديده است، نزديكِ سِدرة المُنتهى» و سخن او كه: «در آن روز، شفاعت [به كسى] سود نمىبخشد، مگر به كسى كه [خداى] رحمان، اجازه دهد و سخن او را بپسندد. آنچه را كه آنان در پيش دارند و آنچه را كه پشت سر گذاشتهاند، مىداند، حال آن كه ايشان، بِدان دانشى ندارند». اين سخن او كه: «در آن روز، چهرههايى شاداب اند [و] به سوى پروردگار خويش مىنگرند»، در جايى است كه اولياى خداوند عز و جل، پس از پايان حسابرسى، به آن جا، يعنى به سوى رودى به نام زندگانى مىروند و در آن، خود را مىشويند و از آن مىنوشند و بر اثر آن، چهرههايشان، شاداب و درخشان مىگردد، و هر گونه رنج و خستگى از ايشان برطرف مىشود. سپس فرمان مىيابند كه به بهشت، وارد شوند. پس، از اين جايگاه است كه به پروردگار خويش مىنگرند كه چگونه ايشان را پاداش مىدهد، و از همين جايگاه است كه وارد بهشت مىشوند. اين است معناى سخن خداوند عز و جل در باره سلام كردن فرشتگان بر ايشان: «سلام بر شما! خوش آمديد! به آن وارد شويد، در حالى كه جاودانهايد». در اين جاست كه به رفتن به بهشت و ديدن آنچه پروردگارشان به ايشان وعده داده، يقين پيدا مىكنند. اين است معناى سخن او كه: «به پروردگار خويش مىنگرند». مقصود از نگريستن به او، ديدن پاداش خداوند- تبارك و تعالى- است.
و امّا سخن او كه: «و ديدگان، او را در نمىيابند و او ديدگان را در مىيابد»، آرى. او چنان است كه فرموده: «و ديدگان، او را در نمىيابند»، يعنى در وهم نمىگنجد. «و او ديدگان را در مىيابد»، يعنى او بر آنها احاطه دارد. «و او ريزبين و آگاه است»، اين، ستايشى است كه پروردگارِ بزرگ و والا و پاك و بس بلندمرتبه ما، از خويش كرده است. موسى عليه السلام در حالى كه سپاس خدا بر زبانش جارى بود، از او درخواست كرد كه: «پروردگارا! خودت را به من بنماى تا تو را ببينم». اين درخواست او، درخواستى بزرگ و تقاضايى عجيب بود.