شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥١ - ٥/ ٢ - ٥ پاسخ مواردى كه به نظر، مختلف مىرسند
مگر آنچه خدا مىخواست، و همواره، خون مىگريند.
سپس در جايى ديگر گِرد مىآيند و از آنها خواسته مىشود كه زبان، به سخن بگشايند، و آنها مىگويند: «به خدا، پروردگارمان، سوگند كه ما مشرك نبوديم!». پس خداوند- تبارك و تعالى- بر دهانهاى آنان مُهر مىزند، و دستها و پاها و پوستهايشان را به سخن گفتن مىخوانَد و آنها به هر گناهى كه كردهاند، گواهى مىدهند. سپس مُهر از دهانهايشان برداشته مىشود و به پوستهاى خود مىگويند:" چرا بر ضدّ ما گواهى داديد؟".
پوستهايشان مىگويند: «همان كسى كه هر چيزى را گويا كرده است، ما را گويا ساخت [تا اعتراف كنيم]».
سپس در جايى ديگر گِرد مىآيند و از آنها خواسته مىشود كه زبان به سخن بگشايند.
پس هر يك از ديگرى مىگريزد، و اين است معناى اين سخن او كه: «روزى كه آدمى از برادرش، و از مادر و پدرش، و از همسر و پسرانش مىگريزد». پس از آنها خواسته مىشود كه سخن بگويند؛ امّا تنها آن كس سخن مىگويد كه [خداى] مهربان به او اجازهاش دهد، و او حقيقت را مىگويد.[١] پس پيامبران- كه درود خدا بر ايشان باد-، در يكايكِ اين جاها بر مىخيزند، و همين است معناى سخن خداوند كه: «پس چگونه است [حالشان] آن گاه كه از هر امّتى، گواهى آوريم و تو را بر آنان، گواه قرار داديم؟».
سپس در جايى ديگر گِرد مىآيند كه در آن، مقام محمّد صلى الله عليه و آله است؛ همان مقام ستوده.
پس [پيامبر،] خداوند- تبارك و تعالى- را چنان مىستايد كه پيش از او، هيچ كس او را آن چنان، نستوده است. آن گاه، همه فرشتگان را مىستايد، به طورى كه هيچ فرشتهاى نمىمانَد، مگر آن كه محمّد صلى الله عليه و آله او را به نيكى مىستايد. سپس به ستايش از پيامبران مىپردازد، چنان ستايشى كه هيچ كس پيش از او نكرده است و آن گاه به ستايش از همه مردان و زنان مؤمن، زبان مىگشايد، و از صدّيقان و شهيدان، آغاز كرده، به صالحان، ختم مىكند. پس اهل آسمانها و زمين، او را مىستايند، و اين است معناى اين سخن خداوند متعال كه: «اميد است كه پروردگارت، تو را به مقامى ستوده برساند». پس خوشا به حال كسى كه او را از آن مقام، بهرهاى باشد! و بدا به حال كسى كه وى را در آن مقام، بهره و نصيبى نباشد!
[١]. اشاره است به آيه ٣٨ سوره نبأ.