شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٦ - ٣ ادله تاريخى مدعيان تحريف
خداوندا، كسانى كه پيامبرانت را تكذيب، كعبه ات را ويران و كتابت را تحريف كردهاند، لعنت كن.
پيداست كه مقصود از تحريف در اين روايت، تحريف معنوى است، نه تحريف لفظى؛ زيرا اگر مقصود، تحريف لفظى و ظاهرى بود، مىبايست مقصود از تكذيب پيامبران، يا ويران كردن كعبه، تكذيب و ويران كردن ظاهرى كعبه باشد، در حالى كه تكذيب در امّت اسلامى جز به معناى معنوى آن تحقق نيافته، و كسى كعبه را ويران نكرده است؛ بلكه آن را از معنا و هوّيت واقعىاش عارى ساختهاند، چنان كه در روايات ديگر بدان تصريح شده است. گواه مدعا، روايتى ديگر از امام باقر عليه السلام خطاب به سعد الخير است كه در آن آمده است:
وَ كانَ مِن نَبذِهِمُ الكِتابَ أَن أَقاموا حُرُوفَه وَ حرَّفوا حُدودَهُ.[١]
آنان حروف و الفاظ قرآن را پاس داشتند، اما حدود آن را تحريف كردند.
بررسى روايات نشان مىدهد هيچ يك از آنها به طور صريح بر رهيافت تحريف در قرآن دلالت ندارند.
٣. ادله تاريخى مدعيان تحريف
چنان كه بيان كرديم از ميان ادله دوازدهگانه محدّث نورى، پنج دليل را مىتوان ادله تاريخى مورد ادعاى او برشمرد كه عبارت اند از: شيوه گردآورى قرآن؛ وجود مصحف امام على عليه السلام؛ وجود مصحف عبد اللَّه بنمسعود[٢]؛ وجود مصحف ابىّ بن كعب؛[٣] حذف آيات به دستور عثمان.
در تحليل اين پنج دليل مىتوان آنها را به سه دليل اصلى بازگرداند كه عبارت اند
[١]. الكافى: ج ٨ ص ٥٣؛ البيان( علامه بلاغى): ص ٢٢٩.
[٢]. فصل الخطاب: ١٣٥- ١٤٣.
[٣]. فصل الخطاب: ص ١٤٤- ١٤٨.