شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٣ - دو اشكال محتوايى
وانگهى عمده اين روايات، از مصادر نامعتبر و فاقد طريق مورد اعتماد، نقل شدهاند يا داراى ضعف سندى هستند و رجاليان، راويان و مؤلّفان آن كتابها را ضعيف، غالى،[١] متّهم و مجهول شمردهاند،[٢] مانند احمد بن محمد سيّارى، ابراهيم بن اسحاق نهاوندى، حسين بن حمدان خصيبى (حضينى)، محمد بن على ابو سُمَينه كوفى، محمد بن سليمان ديلمى و حسن بن على بن ابى حمزه. تنها شمارى اندك از اين روايات، به لحاظ سند، معتبرند كه آنها نيز يا مشكل دلالى دارند و يا قابل تأويل هستند[٣] و در آنها نيز- چنان كه خواهيم گفت- معناى تحريف لفظى قصد نشده و مراد از تحريف، تحريف معنوى و نقصان در تفسير و بيان آيات قرآن و اختلاف قرائات است كه ارتباطى با تحريف لفظى ندارد.[٤] در صورتى هم كه نتوان تأويلى درست براى آنها يافت، ناگزير به دليل تعارض با ادلّه سلامت قرآن از تحريف، ساقط مىشوند.[٥]
دو. اشكال محتوايى
بررسى متنى روايات مورد ادعاى محدّث نورى نشان مىدهد كه اين روايات نمىتوانند به صراحت، مدعاى او مبنى بر راهيافت تحريف در قرآن را ثابت كنند. با
[١]. ر. ك:« بررسى نقش غاليان در روايات تحريف قرآن»، پاياننامه كارشناسى علوم قرآن و حديث، محمدحسن احمدى: ص ١١٨. بر اساس اين بررسى، از مجموع بيش از هزار روايتى كه موهم تحريف اند، تعدادى نزديك به دو سوم( ٦١٣ روايت) از طريق غاليان نقل شده است.
[٢]. آلاء الرحمن: ص ٢٦.
[٣]. ر. ك: القرآن و روايات المدرستين: ج ٣ ص ٢٢٢- ٢٢٣ و ٨٤٧؛ البيان( علامه بلاغى): ص ٢٢٩؛ دائرةالمعارف قرآن كريم: ج ٦ ص ٣١١- ٣١٨ مدخل« تحريفناپذيرى قرآن»؛ وسلامة القرآن من التحريف: ص ١١٩- ١٢٥. نويسنده در اين كتاب، احاديث فصل الخطاب نورى را دستهبندى و به لحاظ اعتبار سند و منبع بررسى كرده است.
[٤]. القرآن و روايات المدرستين: ج ٣ ص ٢٢٢- ٢٢٣ و ٨٤٧؛ البيان( علامه بلاغى): ص ٢٢٩.
[٥]. دائرة المعارف قرآن كريم: ج ٦ ص ٣١١- ٣١٨ مدخل« تحريفناپذيرى قرآن». نيز، ر. ك: سلامة القرآن من التحريف: ص ١١٩- ١٢٥.