شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩١ - نقد شاهد ششم
صورت مىگوييم: پذيرش اين گزارشها، امكان وجود تدوين ديگرى را از قرآن نفى نمىكند؛ زيرا مىدانيم كه امام على عليه السلام تنها كاتب وحى نبوده و كاتبان ديگر و كسانى مانند ابَىّ بن كعب و عبد اللَّه بن مسعود نيز مصحفهايى را گرد آورده بودند، هر چند به كمال و ترتيب مصحف امام على عليه السلام نبوده است؛ زيرا مصحف على عليه السلام افزون بر متن قرآن، مشتمل برتفسير، تأويل، توضيح احكام، بيان ناسخ و منسوخ، سبب نزول و ذكر نام اشخاصى بوده كه آيات در باره آنان نازل شده است.[١]
افزون بر اين، اگر تدوين امام على عليه السلام، تنها ترتيب موجود بود، به احتمال فراوان، امام عليه السلام آن را به گونهاى به مسلمانان مىرساند؛ زيرا بيم از تحريف قرآن در اين صورت، جدّى بود و با سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله به ايشان ناسازگار بود. با توجه به اين دلايل، ناگزيريم گزارش شيخ صدوق را به همين معنا باز گردانيم؛ يعنى جمع همه اجزا و پارههاى قرآن ميان دو جلد تا از دستبرد و تنقيص، محفوظ بماند، و واژه «اتقان» در حديث، اين معنا را مىفهماند.
بر اين اساس مىتوان گزارشهاى جمع قرآن پس از پيامبر صلى الله عليه و آله را ناظر به جمع قرآن براى خود[٢] و يا در مجموعهاى ميان دو جلد دانست.[٣] براى نمونه، ابوبكر
[١]. ر. ك: التمهيد: ج ١ ص ٢٨٧- ٢٩٥؛ حقايق هامة: ص ١٥٣- ١٧٢؛ روح المعانى: ج ١ ص ٤١.
[٢]. مقدمتان فى علوم القرآن: ص ١٨؛ التحرير و التنوير: ج ١ ص ٤٩؛ دراسات قرآنيه( تاريخ قرآن): ص ٨٦.
[٣]. المصاحف: ج ١ ص ١٥٣ و ١٥٥؛ مناهل العرفان: ج ١ ص ١٨٣؛ تاريخ قرآن، محمود راميار: ص ٣٢٣.