شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٣ - جمعبندى و نتيجهگيرى
٢. علامه طباطبايى در مواجهه با ديدگاههاى فراوانى كه در تفسير احاديث «سبعة أحرف» بيان شده، با كمك برخى روايات پيش گفته اين نظر را ترجيح داده است كه «أحرف سبعه» بر اقسام هفتگانه معنايى حمل شود. اين اقسام، بر اساس روايتى عبارت اند از: امر، زجر، ترغيب، ترهيب، جدل، قصص و مَثَل، و بر اساس روايت ديگرى عبارت اند از: زجر، امر، حلال، حرام، محكم، متشابه و امثال.[١] به نظر مىرسد اين ديدگاه اگر چه با ظاهر شمارى از روايات سبعة احرف- كه در منابع اهل سنّت، انعكاس يافته و ناظر به چگونگى قرائت قرآن اند- ناسازگارى دارد، ولى بر اساس روايات اهل بيت، داراى محمل مناسبى است، بويژه آن كه روايت شيخ صدوق هم بر تقيه حمل شده است.[٢]
٣. با تحليلى كه از نظريه پنجم ارايه شده و به معناى تفاوت لهجه دانسته شده، به نظر مىرسد كه تفاوت جوهرى ميان اين نظريه و نظريه ششم وجود ندارد. بر اين اساس، دو نظريه پنجم و ششم، روايت سبعة احرف را به معناى تفاوت لهجه دانستهاند. با فرض پذيرش صحّت صدور روايات سبعة احرف، نظريه ششم را مىتوان توجيه قابل قبولى براى اين دست از روايات دانست، البته با اين تفاوت كه نبايد لهجههاى هفتگانه آن را منحصر در لهجههاى عربِ معاصرِ نزول دانست. به عبارت روشنتر، چنان كه در بررسى علل راهيافت پديده اختلاف قرائات آورديم، به استناد روايات سبعة احرف مىتوان ادعا كرد كه با توجه به جهانى بودن قرآن و موضوعيت داشتن قرائت عربى آن، خداوند، انحصار قرائت قرآن را منطبق با قرائت عربِ معاصرِ نزول، برداشته و به جهانيان اجازه داده كه آن را مطابق با لهجههاى خود تلاوت كنند. پيداست كه لهجههاى مختلف، هيچ گاه به معناى اختلاف در متن نخواهد بود.
[١]. الميزان فى تفسير القرآن: ج ٣ ص ٧٤- ٧٥.
[٢]. جواهر الكلام: ج ٩ ص ٢٩٥.