شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٩ - د - ادله و شواهد عقلى
ديدگاه دوم. نزول دفعى بر قلب پيامبر صلى الله عليه و آله: بنا بر اين ديدگاه، دو نزول قرآن عبارت اند از: نخست، نزول حقيقت يا روح قرآن در شب قدر بر قلب پيامبر صلى الله عليه و آله به صورت دفعى و دوم، نزول آن در قالب الفاظ به صورت آيات و سورهها به گونه تدريجى.
شيخ صدوق،[١] فيض كاشانى،[٢] شيخ ابوعبداللَّه زنجانى[٣] و علامه طباطبايى بر اين باورند. علامه طباطبايى در استحكامبخشى به اين ديدگاه و تشريح آن بسيار كوشيده است. بر اساس تبيين او از اين ديدگاه، مقصود از نزول قرآن در شب قدر، نزول دفعى قرآن با همين الفاظ و و اجزا و فصول نيست. قرآن حقيقتى متعالى دارد بدون الفاظ و اجزا و فصول و شأن نزول كه به ادراك بشر عادى در نمىآيد و قرآن حاضر كه در چنين هيئتى است، مثالى است از آن، و گويى جامههايى است بر قامت آن.[٤]
از سوى ديگر، آياتى كه از نزول قرآن در شب قدر سخن گفتهاند، از كلمه «انزال» سود بردهاند كه نزول دفعى را مىرساند و نزول دفعى نمىتواند در قالب الفاظ باشد. هر يك از آيات قرآن ناظر به وقايعى خاص است و نزول آنها پيش از آن وقايع معقول نيست. ناگزير، مراد از نزول دفعى قرآن در شب قدر، نزول حقيقت آن است.
برخى از شاگردان علامه طباطبايى از اين حقيقت، به «روح قرآن» تعبير كرده و گفتهاند: قرآن در شب قدر با نزولى اجمالى و غير زمانى كه بر نزول تفصيلى و زمانى مقدم بوده، نازل شده و مىتوان از آن با تعبير «روح قرآن» ياد كرد كه عارى از قالب كلمات، آيات و سور است و چون پيامبر واجد اين روح شد، همان حقيقتى كه
[١]. بحار الأنوار: ج ١٨ ص ٢٥٠- ٢٥١.
[٢]. ر. ك: تفسير الصافى: ج ١ ص ٦٥.
[٣]. تاريخ قرآن: ص ٣٥.
[٤]. ر. ك: الميزان فى تفسير القرآن: ج ٢ ص ١٨.