الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨١ - ج- آمرزش گناهان
٥٥٤. قضاء حقوق المؤمنين: على بن يقطين، از مولاى ما امام كاظم عليه السلام رخصت خواست تا كار در دستگاه حكومت را رها كند. امام عليه السلام اجازه نداد و فرمود: چنين مكن؛ زيرا ما را با تو الفتى است و برادرانت را به واسطه تو عزّت و جايگاهى. و اميد است كه به سبب تو، خداوند، شكستهاى را ترميم فرمايد يا آتشِ [كينه و دشمنىِ] مخالفان را از دوستانش فروبنشاند.
اى على! كفّاره كارتان، نيكى به برادرانتان است. چيزى را برايم ضمانت كن تا سه چيز را برايت تضمين نمايم. برايم ضمانت كن كه به هيچ يك از دوستان ما برخورد نكنى، جز آن كه نياز او را برآورده سازى و گرامىاش بدارى، من نيز ضمانت مىكنم كه هيچ گاه سقف زندانى، بر تو سايه نيفكند و تيزىِ شمشيرى، تو را در نيابد و فقر و ندارى، پا در خانهات ننهد.
اى على! هر كه مؤمنى را شادمان سازد، با [شادمان كردنِ] خدا آغاز كرده و در درجه دوم، با [شادمان كردن] پيامبر صلى الله عليه و آله و در درجه سوم، با [شادمان كردن] ما.
ب- نگاه مهربانانه و از سر لطف خدا
٥٥٥. تاريخ بغداد- به نقل از نافع-: ابن عبّاس در حالى كه دستم را گرفته بود به من گفت:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در حالى كه دستم را گرفته بود به من فرمود: «هر كس دست گرفتارى را بگيرد، خداوند، دستش را خواهد گرفت».
٥٥٦. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس برادر مسلمانش را با كلمهاى لطفآميز بنوازد و گرفتارى و اندوه را از او بزُدايد، تا زمانى كه چنين كند، پيوسته، در سايه گسترده رحمت خداوند است.
ج- آمرزش گناهان
٥٥٧. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از جمله موجبات آمرزشْ اين است كه برادر مسلمانت را خوشحال