الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣١ - ٨/ ٨ غصه از گمراهى كافران
از فراق تو- اى ابراهيم- اندوهناكيم».
٦٥٤. حلية الأولياء- به نقل از ا نَس-: پيامبر صلى الله عليه و آله به پسر خويش ابراهيم- كه در آغوشش در حال جان كندن بود-، نگريست و اشك از چشمانش سرازير شد. عبد الرحمان گفت: اى پيامبر خدا! شما ما را از گريستن نهى كردهايد؛ ولى خود مىگرييد؟!
فرمود: «من شما را از اين كار نهى نكردم. اين، رحم است و كسى كه رحم نداشته باشد، مورد رحم [الهى] قرار نمىگيرد».
٦٥٥. امام صادق عليه السلام: سلمان گفت: از شش چيز تعجّب كردم: سه چيز مرا مىخندانند و سه چيز به گريهام مىاندازند. آن سه چيز كه مرا مىگريانند، فراق عزيزانم محمّد صلى الله عليه و آله و گروه اوست، و وحشت قبر (- قيامت)، و ايستادن در برابر خداوند عز و جل. و آن سه چيز كه موجب خندهام مىشوند، طالب دنياست، در حالى كه مرگ در طلب اوست، و غافلى كه در مورد او غفلت نمىشود، و كسى كه صدايش به خنده بلند مىشود، در حالى كه نمىداند آيا خدا از او خشنود است يا ناخشنود.
ر. ك: دانشنامه قرآن و حديث: ج ١٤ ص ١٢٧ (گريستن براى از دست دادن نيكان)
و ص ١٣١ (گريستن در فراق عزيزان) و ص ١٤٩ (خاستگاهاى گريه پسنديده/ دل رحمى).
٨/ ٨: غصه از گمراهى كافران
قرآن
«اگر به اين گفتار ايمان نياورند، گويى از سر غمخوارى، مىخواهى خود را به خاطر كارهايشان هلاك گردانى!».