الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٧ - ج- آسيب هاى جدا نشدنى از دنيا
١٧١. امام على عليه السلام: اگر در نزديك بودن اجل و فرارسيدن آن انديشه كنيد، شيرينى و شادمانىِ زندگى در كامتان تلخ مىگردد.
١٧٢. امام على عليه السلام: به عمرى كه گذر زمان از آن مىكاهد، چگونه مىتوان دلشاد بود؟
١٧٣. امام على عليه السلام: از زمين خوردن نسلهاى پيش از خود- كه ديدهايد- عبرت بگيريد.
بندهاى بدنشان از هم گسيخت و چشمها و گوشهايشان نابود شد و شُكوه و شوكتشان از ميان رفت و شادى و نعمتشان، به سر رسيد.
١٧٤. امام صادق عليه السلام: خبر مرگ يكى از ياران امير مؤمنان عليه السلام به ايشان رسيد. سپس خبر ديگرى مبنى بر زنده بودن وى رسيد. پس امير مؤمنان عليه السلام به وى نامهاى نوشت: «به نام خداوند بخشنده بخشايشگر. همانا خبرى به ما رسيد كه برادرانت به خاطر آن هراسان شدند. سپس گزارش نادرست بودن خبر نخست آمد كه مايه روشنى ديدگان و شادمانى ما شد. همانا [هر] شادمانىاى در آستانه پايان يافتن است».
١٧٥. امام صادق عليه السلام: اگر مرگْ حق است پس سرمستى چرا؟!
ج- آسيبهاى جدا نشدنى از دنيا
١٧٦. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: قسم به آن كه جان محمّد به دست اوست، هيچ خانهاى سرشار از نعمت و فراوانى نشود مگر آن كه [سرانجام] سرشار از [مصيبت و] اشك گردد.