الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٩ - ح- شوخى
٤٢٣. امام صادق عليه السلام: مؤمن، خونگرم و صميمى و خوشجنس و از سرشت ما خاندان است.
٤٢٤. عيون أخبار الرضا عليه السلام- به نقل از ياسر خادم: امام رضا عليه السلام هر گاه فراغت مىيافت، خَدَم و حَشَم خويش را از كوچك و بزرگ، نزد خود، جمع مىكرد و با آنها به سخن گفتن و خوش و بِش كردن مىپرداخت.
ر. ك: دانشنامه قرآن و حديث: ج ٨ ص ٤٤٣ (انس).
ح- شوخى
٤٢٥. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مؤمن، شوخ و شنگ است و منافق، اخمو و عصبانى.
٤٢٦. الكافى- به نقل از معمّر بن خلّاد-: از امام كاظم عليه السلام پرسيدم و گفتم: فدايت شوم! فردى با عدّهاى مىنشيند و با هم مىگويند و شوخى مىكنند و مىخندند.
فرمود: «اگر چيزى نباشد، اشكالى ندارد».
به گمانم مقصود ايشان [از: اگر چيزى نباشد] ناسزاگويى بود.
سپس فرمود: «باديهنشينى بود كه نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىآمد و براى ايشان هديه مىآورد و همان جا مىگفت: پول هديه ما را بده و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىخنديد. پيامبر صلى الله عليه و آله هرگاه اندوهگين مىشد، مىفرمود: آن باديهنشين چه مىكند؟ كاش نزد ما مىآمد!».
٤٢٧. تنبيه الخواطر: پيرزنى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «پير به بهشت نمىرود».
پيرزن گريست.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «در آن روز، تو پير نخواهى بود. خداوند متعال مىفرمايد: «ما آنان را پديد آورديم، پديد آوردنى و ايشان را دوشيزه گردانيديم»».
٤٢٨. سنن أبى داوود: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! به من مَركبى بده كه سوارش شوم.