الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤١ - ٩/ ٤ باليدن به گنهكارى
٦٦٦. امام على عليه السلام- در ديوان منسوب به ايشان-:
روزگار و روزها گذشت و حاصلش گناه بود
و تو، به سبب هواهاى نفسانىات، از حقْ غافلى
شادى تو در دنيا، فريب و حسرتى بيش نيست
و زيستن تو در دنيا، محال و ناشدنى است.
٦٦٧. امام على عليه السلام- در ديوان منسوب به ايشان-:
اگر زمانه با من ناسازگارى كند، مصمّم، صبر پيشه مىكنم؛
زيرا [تحمّل] گرفتارىِ ناپايدار، آسان است
اگر شادمانم كند، از شادمانىاش سرمست نمىشوم؛
زيرا هر شادىِ ناپايدار، كوچك است.
ر. ك: ص ٢٠٩ (فصل چهارم: درمان اندوه/ درمان علمى/ شناخت آنچه سزاوار شادمانى يا اندوه است).
٩/ ٣: دلخوش بودن به دانش، بدونِ ايمان
«هنگامى كه رسولانشان دلايل روشنى براى آنان آوردند، به دانشى كه خود داشتند، مغرورانه مىباليدند؛ ولى آنچه [از كيفر الهى] را به تمسخر مىگرفتند، آنان را درنورديد».
٩/ ٤: باليدن به گنهكارى
قرآن
«چون به سوى خانواده خود بازمىگشتند، مسرور بودند».