الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٩ - د- ياد مرگ و متلاشى شدن بدن پس از آن
[ديدن] نور خدا نابينا نكرد. در نتيجه، به پاداش نيكمردان دست يافتند.
همانا تقواپيشگان، كمهزينهترين مردم دنيا و كمككارترين آنها براى تو اند. اگر دچار فراموشى شوى، تو را يادآور مىشوند و اگر به ياد داشته باشى، يارىات مىكنند. همواره حقگو هستند و پيوسته بر پا دارنده فرمان خدا. با دوستىِ خدا، رشته هر دوستى [ديگرى] را بريدهاند و با دلهايشان به خدا و دوستى او نظر افكندهاند و به خاطر طاعت پادشاه خويش از دنيا گريختهاند ...».
٢٢٠. امام صادق عليه السلام- در بيان پندهاى لقمان به فرزندش-: بر آنچه از دنيا از دستت رفته، غمگين مباش؛ زيرا اندك دنيا پاينده نيست و فراوانش از بلا و گرفتارى، ايمن.
٢٢١. امام على عليه السلام- در ديوان منسوب به ايشان-:
روزگار و روزها گذشتند و حاصلشان گناه بود
و تو، به سبب هواهاى نفسانىات، از حق غافلى
شادى تو در دنيا، فريب و حسرتى بيش نيست
و زيستن تو در دنيا، محال و ناشدنى است.
د- ياد مرگ و متلاشى شدن بدن پس از آن
٢٢٢. الكافى- به نقل از ابو بصير-: از وسوسه [ى دنيا و همّ و غم آن] به امام صادق عليه السلام شِكوه كردم، فرمود: «اى ابو محمّد! از گسيختن بندهاى تنت در قبرت ياد كن و نيز از بازگشتن دوستدارانت پس از آن كه تو را در گورت نهادند و از بيرون آمدن حشرات از بينىات، و خوردن گوشتت توسط كرمها كه اينها، اندوهى را كه دچار آنى از تو مىزدايند».