الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٥ - ج- شناخت پاداش آخرت
خدا صلى الله عليه و آله نماز خواند. چون نمازش به پايان رسيد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اين مرد، اهل بهشت است».
عبد اللَّه بن عمرو گفت: به سراغ وى رفتم و گفتم: عموجان! مىخواهم مهمانتان باشم. گفت: بسيار خوب. ديدم خيمهاى و گوسفندى و نخلى دارد. شبهنگام، از خيمهاش خارج شد و بز خود را دوشيد و خرمايى چيد و آنها را درميان نهاد و از آن خورديم. او خوابيد و من شب را به نماز و عبادت گذراندم. صبح كه شد، او صبحانه خورد و من، روزه داشتم. سه شب به همين منوال گذشت. به او گفتم:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در بارهات فرموده است كه: تو اهل بهشتى. مرا خبر ده كه چه مىكنى؟ مرد گفت: به نزد همان كسى كه به تو خبر داده، برو تا از كار من به تو خبر دهد. من نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفتم.
فرمود: «نزد خود او برو و بگو بايد حقيقت را به تو خبر دهد».
پس گفتم: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به تو امر مىكند كه مرا خبر دهى. مرد گفت: حال كه چنين است، مىگويم. اگر دنيا از من باشد و از من گرفته شود، ناراحت نمىشوم و اگر دنيا به من داده شود، از آن شادمان نمىشوم. شب را در حالى مىخوابم كه از هيچ كس، كينهاى به دل ندارم.
عبد اللَّه گفت: امّا به خدا سوگند كه من، شبها را به عبادت مىگذرانم، و روزها را روزه مىگيرم؛ ليكن اگر گوسفندى به من ببخشند، خوشحال مىشوم و اگر از دستم برود، اندوهگين مىگردم. به خدا سوگند كه خداوند، تو را بر ما برترىِ آشكارى داده است.
٢٥٠. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دلدادگى به دنيا، گرفتارى و اندوه را دراز مىكند و زهد در دنيا، مايه آسودگى جان و تن مىشود.
٢٥١. امام على عليه السلام: ميوه زهد، آسايش است.