الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦١ - د- حسادت
از من ايمان آورده و عمل صالح انجام داده است. پس بهتر از من است. اگر كوچكتر از تو بود، بگو: من پيش از او به گناهان و معصيتها روى آوردم. پس او بهتر از من است و اگر همسالت بود، بگو: من نسبت به گناه خود، يقين دارم و در باره او ترديد دارم. پس چرا يقينم را به خاطر شك خود، رها كنم؟ اگر ديدى مسلمانان به تو حرمت مىنهند، بزرگت مىشمارند و گرامىات مىدارند، بگو: اين فضيلتى است كه آنان به چنگ آوردهاند و اگر از آنان درشتى و روىگردانى از خودت را ديدى، بگو: اين به سبب گناهى است كه از من سر زده است. اگر چنين كنى، خداوند، زندگى را بر تو آسان مىكند، دوستانت فراوان مىگردند، دشمنانت اندك مىشوند و از نيكى مردم، شادمان مىگردى و از درشتى و جفايشان اندوهگين نمىشوى.
اين را بدان كه گرامىترينِ مردم نزد آنان، كسى است كه خيرش به آنان برسد و خود از آنان بىنياز باشد و از درخواست چيزى خوددارى كند. پس از او، گرامىترينِ مردم نزدشان، كسى است كه از درخواست كردنْ خوددارى كند، گرچه بدانها نيازمند باشد. در حقيقت، اهل دنيا دلبسته اموال خويش اند و هركه مزاحم دلبستگىشان نشود، نزدشان گرامى است و اگر مزاحم اموالشان نشود و حتّى چيزى بر امكاناتشان بيفزايد، عزيزتر و گرامىتر خواهد بود».
ر. ك: ص ٩١ (خوشگمانى).
د- حسادت
٧٧. امام على عليه السلام: حسود، شادمان ديده نمىشود.
٧٨. امام على عليه السلام: حسود، غمناك است.
٧٩. امام على عليه السلام: هر كس بسيار حسادت ورزد، اندوه درونىاش درازمدّت باشد.