الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٥ - ب- الهام فرشته
مگر آن كه به خاطر شادىاش شاد شويم و هيچ يك از شيعيان ما، در هر كجا كه باشد: مشرقزمين يا مغربزمين، از [ديدگان] ما غايب نمىگردد.
٥١٠. بحار الأنوار: روايت شده است كه از امام كاظم عليه السلام در باره فردى سؤال شد كه غمگين مىشود، بى آن كه علّت اندوه خود را بداند.
فرمود: «اگر اندوهى به او رسيد، بداند كه برادرش غمى دارد. همچنين است اگر بى دليل شاد شود. پس، در اداى حقوق برادران از خدا مدد مىجوييم».
ب- الهام فرشته
٥١١. تفسير العيّاشى- به نقل از هارون بن خارجه-: به امام صادق عليه السلام گفتم: من، شاد مىشوم، بى آن كه در خود و يا دارايى و يا دوستم سببى بيابم. و غمگين مىشوم بى آن كه غمى در خود و دارايى و دوستم ببينم.
فرمود: «آرى، شيطان در دلْ وسوسه مىكند و مىگويد: اگر نزد خدا خيرى داشتى، دشمنت را بر تو مسلّط نمىكرد و تو را نيازمند او نمىساخت. جز اين است كه چشم به راه همان چيزى هستى كه پيش از تو، انتظار مىكشيدند؟ آيا آنها چيزى گفتند؟ پس اين، همان غمِ بىسبب است؛ و امّا شادى، فرشته به دل الهام مىكند و مىگويد: اگر خداوند، دشمنت را بر تو چيره ساخته و نيازت را به او قرار داده، بى ترديد كوتاه مدّت و گذراست. مژده باد آمرزش الهى و فضل او! و اين همان گفته خداوند است: «شيطان، شما را از نادارى مىترساند و به زشتى فرمان مىدهد و خداوند، به شما وعده آمرزش و فضل مىدهد»».
ر. ك: ص ٣٠٧ (فصل پنجم: عوامل شادمانى/ باورهاى دينى/ اعتماد كردن به فضل خدا).