الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٢ - ٥- ٣- ٥ شادى فرمان روا به كيفر مجرم
هر اقدامى كه آنها را به قدرت برساند و خواستههاى آنان را تأمين نمايد، موجب شادى آنهاست و به فرموده قرآن كريم:
«مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ.[٣٤٠]
از كسانى كه دين خود را قطعه قطعه كردند و فرقهفرقه شدند، هر گروهى به آنچه نزد آنهاست، شادند».
ترديدى نيست كه اين گونه شادىهاىِ ناشى از تعصّب حزبى و گروهى، خطا و ناروايند.
٥- ٣- ٥. شادى فرمانروا به كيفر مجرم
يكى از اقداماتى كه فرمانرواى جامعه اسلامى در جهت مبارزه با تبهكارى بايد انجام دهد، كيفر (مجازات كردنِ) مجرمان و تبهكاران است؛ امّا بايد توجّه داشته باشد كه هميشه كيفر دادن، موجب اصلاح مجرم نيست. گاه عفو نيز كارساز است.
فرمانرواى حكيم و فرزانه مىداند كه كجا بايد عفو كند و كجا بايد كيفر دهد. او بر اساس حكمت، مجرمان را عقوبت مىكند، نه براى انتقام و لذّت. لذا كيفر تبهكاران براى حاكمِ حكيم، مسرّتآفرين نيست، و اين، نكته بسيار مهمى است كه امام على عليه السلام، در منشور حكومت مصر، به مالك اشتر تذكر داده است:
لا تَندَمَنَّ عَلى عَفوٍ، ولا تَبَجَّحَنَّ بِعُقوبَةٍ.[٣٤١]
از گذشت و چشمپوشى پشيمان مشو و از مجازات كردن به خود نبال!
مجرم، بيمار است، و فرمانروا، در واقع، پزشك ناهنجارىهاى اجتماعى.
همان طور كه لذّت بردن طبيب از دادن دارو به بيمار و يا قطع عضو او، صحيح
[٣٤٠]. روم: آيه ٣٢.
[٣٤١]. ر. ك: ص ٤٤٨ ح ٦٧٨.