صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٨ - مسئوليت بزرگ روحانيون
البته من اين را مىدانستم كه خارج مىگويند هيتلر است! همين امروز هم براى من يك عكسى آوردهاند هيتلر ايستاده و دستهايش را كمرش زده، يك عدهاى هم سر اين طور عكس انداختهاند، من هم آن بالا شمشير را كشيدهام براى اينكه گردنها را بزنم! من به ايشان گفتم: خوب، من اينها را كه شنيدهام، شنيدهام كه گفتهاند كه فلانى امر كرده است كه پستانهاى زنها را ببرند! شما هم كه حالا اينجا هستيد، خوب، برويد توى مردم اين را بپرسيد از مردم كه چه هست قصه. بعد او گفت شما راجع به اينكه اينها اين جور مىنويسند متأسف نيستيد؟ گفتم: از جهتى من متأسفم و آن اينكه چرا بايد يك انسانى كه بايد انسانيت داشته باشد اين قدر انحراف داشته باشد كه يك چيزى كه هيچ نيست، اين براى منافعش، آن طور چيزها بنويسد، از اين جهت البته تأسف است. و اسلام آمده است براى اينكه همه مردم را ارشاد كند، ارشاد به راه راست بكند. و از اينكه مردم اين طور هستند من البته متأسفم، اما از يك طرف ديگر ما توقع بايد نداشته باشيم كه براى ما اينها را ننويسند، براى اينكه ما دست آنها را از منافعشان كوتاه كرديم، آنها چشمشان دوخته شده بود به منافع اينجا و ماها؛ آقايان ملت ايران، دستشان را كوتاه كردند؛ وقتى دستشان را كوتاه كردند ما ديگر توقّع نداشته باشيم كه آنها مدح ما را بكنند. آنها بايد بگويند هر چه مىخواهند بگويند؛ ما بايد راه خودمان را برويم.
مسئوليت بزرگ روحانيون
مقصود من از اين اطاله كلام اين است- كه عرض كنم كه- همان طورى كه مقام شما و پُست شما، يك پُست شرافتمند بزرگى است، مسئوليتتان هم يك مسئوليت بزرگى است. به همان اندازه كه مقام شما بالاست، مسئوليتتان هم زياد است. اگر يك وقتى مثلًا فرض بفرماييد يك كميتهاى تحت نظر بعضى از آقايان باشد و در آنجا يك شخص نابابى باشد و يك كارى انجام بدهد كه بر خلاف باشد، آنهايى كه مىخواهند مناقشه كنند با ما، نمىگويند كه يك شخص نابابى در اين كميته بود، آقا خودش خوب است اما آن شخص ناباب اين كار را كرد؛ مىگويند آخوندها اين كار را كردند! آنها به آخوند نسبت