صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣١ - هدف دشمن؛ جلوگيرى از رشد فكرى در ايران
خودشان انتخاب مىكردند اين جوانها را با اين طور چيزها نمىگذاشتند رشد بكنند. دانشگاهى كه بايد مركز رشد فكرى جامعه باشد و از دانشگاه، مقدرات يك مملكتى بايد اداره بشود، اينها به طورى با دانشگاه عمل كرده بودند كه آنها رشد فكرى نكنند، تا يك حدودى باشد.
از آن طرف هم درست كنند يك جبهههايى را در مقابل دانشگاه كه هر روز بريزند تو دانشگاه و شلوغ كنند. بر فرض اينكه اساتيد هم خوب بخواهند عمل بكنند، جوانها هم خوب بخواهند تحصيل بكنند، نگذارندشان كه تحصيل [بكنند] و هر روز تشنج ايجاد كنند، تظاهر بكنند، نگذارند اينها را از كلاسها بيايند بيرون، يا تبليغات كنند طورى كه اينها خودشان بيرون بروند اعتصاب كنند.
هدف دشمن؛ جلوگيرى از رشد فكرى در ايران
تمام اينها طرح اين بود كه رشد انسانى نشود در ايران، رشد فكرى نشود در ايران. تمام اين تبليغاتى كه به ضد اسلام مىشد در آن وقت و به ضد روحانيت مىشد در آن وقت، روى اين زمينه بود كه قدرتى را كه در مقابلشان مىايستد روحانيت حساب مىكردند. ديده بودند به اينكه در اين صد سال- كه ديگر تاريخش روشن است- براى جلوگيرى از منافع آنها روحانيون هى جلو بودند و مردم هم دنبال اينها بودند. از اين جهت اين طايفه را مىخواستند بكلى نابود كنند و از بين ببرند. و در زمان حكومت اين آدم كه ديگر آن طور مثل پدرش به آن ترتيب رفتار نمىكرد، دامنه تبليغات زياد بود. خودش هم در حرفهايى كه شايد بعضى از شما حرفهايى كه در نطقهايش زده بود خودش هم از اين حرفها مىزد؛ مثلًا مىگفت و جزء تبليغاتش اين بود كه مىگفت كه اينها [١] مىخواهند كه مردم اصلش نه سوار اتومبيل بشوند نه سوار طياره بشوند. اينها مىخواهند كه [وضع] برگردد به آن حالتهايى كه از اينجا مىخواهند مشهد بروند با الاغ بروند مشهد، و اين طور تعبيرات. خوب، كسانى كه غافل بودند به نظرشان آمد كه واقعاً
[١] روحانيون.