یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨ - اخلاق و تربیت زن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٢٧٨
بارزی است بر مطلب. پس از آنکه فدک غصب میشود، زهرای مرضیه به تمام وسایل برای استرداد آن متمسک میشود. اولًا به خانه خلیفه وقت میرود و فرمان آن را میگیرد. پس از آنکه آن فرمان را از او پس میگیرند و پاره میکنند، متوسل به افکار عمومی میشود و آن خطابه غرّاء را میخواند. با توجه به اینکه علی و فاطمه بی اعتناترین مردم به مادیات دنیا بودند، مخصوصاً زهرا که در دوران بعد از پدر آرزوی التحاق به پدر را داشت و پدر به او سرعت لحوق را خبر داده بود، [اینکه] اینقدر پافشاری در احقاق حق خود داشت دلیل بارزی است بر وظیفه بودن احقاق حق.
زندگی تنازع بقا نیست اما کوشش برای بقا هست:
زندگی تنازع بقا نیست اما کوشش برای بقا هست. حق، گرفتنی است نه دادنی. گرفتن دو نوع است: متضرعانه و متکدیانه، یا مجدّانه و شجاعانه: لایدرک الحق الّا بالجد. در اسلام فدا شدن برای جمع ثروت و به خاطر حرص، فنا شدن و نفله شدن است ولی فدا شدن به خاطر استیفای حقوق، شهادت است: المقتول دون اهله و ماله شهید. اما تربیتهای غیر اخلاقی، یعنی تربیتهایی که مربوط به تحکیم عقل و اراده اخلاقی بر غرایز و تمایلات و یا مربوط به پرورش عواطف عالیه انسانی از قبیل محبت، نوع دوستی، رحم و مهربانی، وجدان اخلاقی نیست. این تربیتها دو جنسی و دو شاخهای است، یعنی تفاوتهایی کیفی در آنها وجود دارد. و به عبارت دیگر، تربیتهایی که مربوط به اصل تقسیم کار است و برای مهارت و تخصص در انجام یک مسئولیت خاص اجتماعی است که قهراً مربوط است به فرد خاص و گروه خاص، به عبارت دیگر مربوط است به مسئله متخصص تربیت کردن، ماهر تربیت کردن برای انجام تعهدات و مسئولیتهای اجتماعی.
اولین مسئله این است که آیا زن در این تقسیم کار مسئولیتی بر عهده دارد یا ندارد و بکلی از حوزه مسئولیت خارج است، فقط شی ء است و وسیله است برای استفاده و التذاذ مرد، همه مسئولیتها باید