یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠ - مبانی حقوق زن از نظر اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ١٩٠
آفریده شده است. حقوق اسلامی بر محور منافع و مصالح مرد دور میزند. اسلام زن را یک انسان کامل نشناخته و برای او حقوقی که برای یک انسان لازم است وضع نکرده است. اگر اسلام زن را یک انسان به تمام و کمال مثل مرد میدانست تعدد زوجات را تجویز نمیکرد، حق طلاق را منحصراً در دست مرد قرار نمیداد، شهادت دو زن را با یک مرد برابر نمیکرد، اطاعت شوهر را بر زن لازم نمیشمرد، ارث زن را با نیمی از ارث مرد برابر نمیکرد و برای او قیمت به نام مهر قائل نمیشد، به زن استقلال اقتصادی و اجتماعی میداد و او را جیره خوار و واجب النفقه مرد قرار نمیداد ... و امثال اینها.
این مقررات میرساند که اسلام زن را یک انسان تمام عیار نمیشناسد و لهذا برای او حقوقی و مزایایی مساوی با مرد قائل نشده است.
این استدلال را اگر از جنبه منطقی بشکافیم و شکل قیاسی و منطقی به آن بدهیم، اینچنین خواهد شد: اگر اسلام زن را انسان کامل و تمام میدانست حقوقی مشابه و مساوی مرد برایش قائل میشد و چون حقوق مشابه و مساوی قائل نیست، پس اسلام زن را انسان کامل نمیداند.
اصلی که در این قیاس به کار رفته این است که لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانی و شرافت بشری، اشتراک و تساوی و تشابه در حقوق است.
یکی از جاهایی که ما از نقطه نظر فلسفی انگشت روی آن میگذاریم همین است که آیا لازمه وحدت و اشتراک در حیثیت و شرافت ذاتی انسانی و همپایه بودن زن با مرد در این جهت این است که حقوق و تکالیف و مجازاتهای مشابه در اجتماع داشته باشند؟ یا لازمه این جهت این است که یکی از ایندو امتیاز حقوقی و ترجیح حقوقی بر دیگری نداشته باشد، نه اینکه تشابه حقوقی داشته باشند.
تفاوت و اختلاف در حقوق و وظایف یک مطلب است و امتیاز