یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨ - یادداشت درباره حقوق زن (١)
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ١٩٨
خلقت موجودات را به سوی کمال سوق میدهد و آنها را به وسایل و ابزارهایی مجهز میکند که با آن وسایل در طریق تکامل گام بردارند، استعدادهای آنها به فعلیت برسد. در هر مخلوقی استعدادی نهاده است و آن استعداد باید به فعلیت برسد. مثلًا استعداد درس خواندن و علم آموزی در فرزند انسان هست اما در فرزند گوسفند نیست. اگر انسان را از مدرسه محروم کنیم از حقی محروم کردهایم، اما اگر بچه گوسفند را محروم کنیم حقی از او سلب نکردهایم.
اختلاف استعدادها:
پس اولًا استعدادها مختلف است.
منع هر صاحب استعدادی از بروز استعداد خودش ظلم است:
ثانیاً هر موجودی در حدودی که استعداد دارد، او را از استعداد خودش محروم کردن ظلم است. مرغ را در قفس نگه داشتن ظلم است، اما از گوشت او استفاده کردن برای یک موجود کاملتر ظلم نیست.
طبیعت مقیاس است نه فرد:
در ظلم، تمام دستگاه طبیعت را باهم باید در نظر گرفت نه فرد را؛ باید دید چه چیز جلو تکامل طبیعت- نه فرد- را میگیرد و چه چیز نمیگیرد.
طبیعت هدف دارد:
ثالثاً طبیعت در استعدادهای مختلفی که آفریده هدف داشته است.
استعدادها با وسایل و تجهیزات متناسب است:
رابعاً استعدادها با وسایل و تجهیزات رسیدن به آن استعدادها متناسب است.
مبانی حقوق طبیعی سیر غایی طبیعت است:
به عبارت دیگر، حق از آنجا پیدا میشود که طبیعت برای هر مخلوقی در سیر تکاملی خود مسیر و مداری معین کرده است.
سعادت آن موجود در این است که در مدار خود گردش و در مسیر خود حرکت کند. اگر فرض اختلافات موجودات فقط در مرتبه وجود است و این مرتبهها به حکم تصادف پدید آمده است- آنچنان که فلسفه غرب میگوید- حق معنی پیدا نمیکند، و اگر تغییرات را تصادفی صرف ندانیم حق معنی پیدا میکند ولی در آنجا که طبیعت مسیر قرار نداده است سعادت مترقبی و حقی هم نیست (مثل مدرسه برای بچه گوسفند) و آنجا که قرار داده نباید جلو آن مسیر را گرفت مگر آنکه آن را در مسیر دیگری که آن را هم طبیعت معین کرده قرار