یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - زن در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ١٠١
هدف خلقت، تناسب است و به همین دلیل مرد و زن یکدیگر را جذب میکنند. تفاوت، منشأ تجاذب است؛ اگر تفاوت نبود تجاذب حاصل نمیشد. این تناسب به صورت تفوق و تسلط ظاهری و بدنی مرد و تسلط معنوی و قلبی زن است و همین تفاوت موجب این است که زندگی خانوادگی طبیعی باشد، یعنی انسان هرچند مدنی بالطبع نباشد منزلی بالطبع هست.
د. به واسطه همین تجاذب و ترکب میان آنها شرکت در سعادت پیدا میشود. در اثر تجاذب و میل ترکیبی زن و مرد که شبیه ترین ترکیبات اجتماعی است به ترکیب طبیعی، زن و شوهر جبراً در سعادت یکدیگر شریکند و زندگی واحدی دارند. هیچ کس از سعادت کس دیگر به اندازه زن و شوهر بهره نمیبرد.
ه. به همین دلیل هرگز میان طبقه زن و طبقه مرد جنگ طبقاتی- آنچنان که در سایر طبقات اجتماع در میگیرد- در نگرفته و محال است در آینده نیز در بگیرد. قیامی که اکنون به نام قیام زن در دنیا معروف است قیام زن نیست، بلکه قیام جمعی از مردان و زنان است علیه وضع سابق، و مردان بیشتر در زیر نقاب زن بیشتر از خود زنان دخالت دارند.
و. پس تفسیر تاریخ حقوق زن به شکلی که گفتهاند [١] چهارمرحله را طی کرده (مرحله طبیعی، تسلط مرد، اعتراض زن، تساوی حقوق) غلط است. یکی به دلیل بالا، دیگر اینکه عملًا خلاف بوده زیرا اسلام به اعتراف خود آنها قسمتی از حقوق زن را تأمین کرد و در آن، زنان شرکت نداشتند. در عصر جدید هم مردان به شهادت تاریخ سهم عمده را دارند.
ز. از نظر ما تفسیر تاریخ به این نحو است که مظالم گذشته بر زن ناشی از حس استخدام مرد نبوده [٢]، ناشی از جهالت بوده و نوعی ظلم
[١] رجوع شود به صفحه ١٣١، نمره ٢٦.[٢] برخلاف نظر علامه طباطبایی که در صفحه ٨٢- ٨٦ گذشت.