یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢ - زن در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ١٣٢
به مشارکت با مرد است در زندگی. در اینجاست که زن و مرد نمیتوانند در تشریع، حقوق متشابه داشته باشند و یا تکالیف متشابه داشته باشند. آنچه در اروپا موهبت نصیب زن شده مربوط است به امور علمی و صنعتی و هنری و آموزش و پرورش، و آنچه در آنجا سبب سقوط زن و سست شدن روابط خانوادگی و بدبختی اجتماع شده است افکار غلطی است که در زمینه تشابه حقوق به وجود آمده است که هم زن را ساقط کرده و هم اجتماع را فاسد کرده است.
زمینه یک نهضت مقدس در مورد زنان:
اینجاست که زمینه یک نهضت بسیار عالی در میان زنان ما هست بر اساس اینکه حقوق اجتماعی زن را از لحاظ آموزش و پرورش احیا کنند و از لحاظ روابط حقوق خانوادگی اصل تفاوت و اختلاف و عدم تشابه را نیز رعایت کنند. در این صورت اینها در دو جبهه باید مبارزه کنند: در جبهه قدما برای استیفای حقوق انسانی- اجتماعی زن و در جبهه جدیدیها برای استیفای حقوق خانوادگی یا زنی زن. زن از آن جهت که زن است حقوقی دارد و نهضت جدید به نام احیای حقوق زن آن را پامال میکند.
علایق انسانی خانوادگی ماورای علاقه به منفعت خود و به نفس خود است، و همه زندگیها تنازع بقا نیست:
٢٨. عطف به صفحه ٩٦، عجیب است که این طرفدارانِ به اصطلاح حقوق زن نتوانستهاند به قول مولوی [١] بین طمع و شهوت و بین مهر و رقّت تفاوت قائل گردند؛ گمان کردهاند که روابط مرد با زن و آن چیزی که مرد را با زن پیوند میدهد منحصراً طمع و شهوت است، همان طوری که آن چیزی که انسان را با طبیعت بیجان و با مأکولات و مشروبات و ملبوسات و مرکوبات پیوند میدهد تنها طمع و شهوت و استخدام و انتفاع است. اینها نمیدانند که در طبیعت علاوه بر این علایق، علایق دیگری هم هست که حد و درجهاش از آن علایق بالاتر و برتر است [٢]. آن علایق صرفاً از خودخواهی سرچشمه
[١] اشعار مولوی در صفحه ٧٥ گذشت آنجا که گفت:
مهر و رقّت وصف انسانی بود | خشم و شهوت وصف حیوانی بود | |