یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٤ - زهد، رهبانیت، ریاضت - تیرماه ٥١
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٣٩٤
دیگری میشمارد و کار مربوط به هریک را نیز از کار مربوط به دیگری جدا میداند و بالنتیجه مدعی است از میان دو جهان و دو سعادت و دو کار یکی را باید انتخاب کرد. در عمل نیز راهب به حکم اینکه خودِ دو جهان و سعادت دو جهان و کار دو جهان را از هم جدا و با هم مغایر میداند، جامعه را و زندگی را که فکر میکند مربوط به کار دنیاست رها میکند و از جامعه میگریزد، جامعه را طرد میکند، آن را شی ء منفور میشمارد، به صومعه و دیر و دامن کوه پناه میبرد و به نماز و ذکر و عزلت و خلوت میپردازد، و مخصوصاً در فکر راهب نفس ترک زندگی و اعراض از آن موجب استحقاق بهشت و آخرت است و آن جهان که مغایر و مباین با این جهان است تنها به قیمت رها کردن کار این جهان به دست میآید. از نظر راهب وظیفه انسان این است که در دنیا از حاشیه عبور کند و از کنار زندگی بگذرد، بدون آنکه توجه و التفاتی به آن نماید.
ولی زهد فلسفه دیگر دارد و از جهان بینی دیگر نشأت میگیرد و عملًا هم از جامعه نمیگریزد، بلکه بدان رو میآورد. زاهد از تن پروری و لذت پرستی میگریزد ولی به جامعه و ملاکهای آن و ایدههای آن و مسئولیتها و تعهدهای آن رو میآورد. زاهد، آخرت گرای جامعه گرای تنعم گریز است. زاهد از دنیا به مفهوم هدف بودن لذتهای مادی میگریزد اما به دنیای به مفهوم مسئولیت اجتماعی و کار و فعالیت و ایده و هدف داشتن رو میآورد. گریز زاهد از لذت دنیا نیز نه در حد رهبانیت و ریاضت و تحقیر سلامت و نظافت و لذت در حد متعارف است که لذت فی غیر محرّم را برخود تحریم نمیکند. زاهد با تجمل و تفنن و تنوع که چیزی بالاتر از حوایج فردی و اجتماعی است و مربوط به روحیه کمال طلبی انسان است ولی در شکل انحرافی، یعنی مربوط به حس پرستش انسان است مخالف است. لهذا زن میگیرد ولی شهوت پرستی نمیکند. پس زاهد از نظر گریز از لذت نیز- که وجه مشترک راهب و زاهد است در حد راهب نمیگریزد. لهذا راهب زن نمیگیرد و زاهد برعکس