یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٨ - زن - طلاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٣٤٨
اجتماع طبیعی قوانین دیگری طبیعی غیر از دو اصل آزادی و مساوات وجود دارد. باید متوجه بود که نحوه پیوند طبیعی و مکانیسم اتصال و ارتباط چگونه است؟ پس اینکه افرادی میگویند چرا باید سایر عقود لازمه یا جایزه احکام خاصی داشته باشند و عقد ازدواج احکام مخصوص به خود، جواب این است که پیوند ازدواج یک امر قراردادی محض نیست که تابع سایر قراردادها باشد، یک پیوند طبیعی است که اصول قراردادی باید تابع اصول طبیعی باشد.
این اشتباه زیاد تکرار میشود و باید متوجهش بود.
آنچه نباید باشد و بد است، خود طلاق است نه اختیار طلاق:
١٦. مهمترین ایرادی که به طلاق اسلامی وارد میکنند این است که چرا اختیار طلاق به دست مرد است که هر وقت هوس کرد زن را طلاق میدهد؟ آنگاه میخواهند با قید و بند قانون جلو این را بگیرند.
اولًا باید ببینیم آن چیزی که بد است آیا اختیار داشتن مرد است یا آن چیزی که بد است این است که مرد عملًا از این اختیار سوء استفاده کند و زن را به حکم هوس خویش طلاق دهد. مسلماً آنچه بد است دوم است نه اول، زیرا اگر تحلیل کنیم و فرض کنیم مرد این اختیار را دارد ولی عملًا سوء استفاده نمیکند کار بدی صورت نمیگیرد، و برعکس اگر این اختیار را نداشته باشد ولی عملًا بتواند سوء استفاده بکند کار بد صورت گرفته است. پس بدی این اختیارداری از آن جهت است که منتهی به عمل بد میشود. اکنون ببینیم دنیای امروز چه کرده است و چه تدبیری اندیشیده و چه هنری به خرج داده است. آیا جلو طلاق ناشی از هوس مرد را گرفته است؟! ابداً. در گذشته که به اصطلاح این قید و بندها نبود، کمتر از صدی ده ازدواجها منجر به طلاق میشد و شاید نیم از آن طلاقها ناشی از هوس مرد بود ولی امروز سخن از صدی چهل است که نیم آنها ناشی از هوس مرد است و نیم دیگر ناشی از هوس زن است.
هنر جهان امروز این است که سهم زن و مرد را در پاشاندن کانون خانوادگی مساوی کرده است:
دنیای امروز هنری که به خرج داده است تساوی است؛ تساوی زن و مرد در جنایت، در بیعفتی، در زورگویی، به علاوه بالا بردن سطح جنایت و طلاق و خیانت و بی عفتی و زورگویی؛ دلخوش است که تساوی برقرار کرده است،