یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩ - زن در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٩٩
طبقه محروم یعنی طبقه زن در صدد قیام برآید. از قضا مظالم بر زن مظالم خود مرد هم هست. زن بیسواد بیهنر غیر واقف به اصول خانه داری و تربیت اولاد و غیر واقف به روان شناسی شوهرداری، ضررش در درجه اول بر خود مرد است.
ظلمی که مرد در طول تاریخ بر زن روا داشته یا به علت خشونت احساسات و یا از نوع ظلم به نفس بوده است:
ظلمی که مرد در طول تاریخ بر زن روا داشته از مصادیق ظلم به نفس است، یعنی مرد بر خود به واسطه جهالت ظلم کرده است و هم از نظر اینکه خود زن هم در این ظلم شریک بوده باز ظلم به نفس است.
تجزیه عوامل نهضتِ به اصطلاح زنان:
این از لحاظ عامل. اما از لحاظ ماهیت نهضت، به نظر ما این نهضت موجود قسمتی از آن جنبه احقاق حق واقعی دارد و با مظالم ناشی از جهالت مردان مبارزه شده و میشود و از این نظر قابل امضاست، مثل آنچه مربوط است به حمایت از استقلال زن و از تحت قیمومت مطلق پدر و مادر درآمدن که منتهی میشود مثلًا یک دختر جوان جبراً به عقد یک پیرمرد هفتادساله درآید و منتهی میشود که دختری اذن عقد نداده صیغه عقدش جاری شود، و آنچه مربوط است به طرفداری از تحصیل زن و مدرسه رفتنش و آنچه مربوط است به عار و ننگهای موهوم، که به قول آقای طباطبایی زنای زن و زنای مرد از لحاظ وقاحت تفاوت داشته باشد. قسمتی از این نهضت خود مولود جهالت است، عکس العمل افراطی بعضی نادانان است، خیال میکنند قوانین اسلامی مثلًا درباره نکاح و طلاق و ارث زن درست نیست. قسمتی از این نهضت جنبه شهوانی و تمتع جنسی دارد و نوعی طرفداری از بیبند و باری جوانان است [١]، از نظر آدلر- چنانکه در صفحه ٩٧ گذشت- عکس العمل عقده حقارت زن است در مقابل قدرت مرد، نهضت نرینهگری است. ما میگوییم قدرت واقعی مرد
[١] میتوان گفت صدی هفتاد بلکه هشتاد نهضت شهوانی است، صدی پانزده ناشی از جهالت و بیسوادی است، صدی پنج ناشی از حسن نیت است و درست میگویند اما ایرادشان بر مسلمین وارد است نه بر اسلام.
به قول حکیم الهی در حقیقت مردها زنها را از این نظر اغفال کرده و میکنند و میخواهند با این وسیله از آنها [بیشتر کامجویی کنند.]