یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٧ - یادداشت فلسفه زهد
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٣٧٧
و بوی رهبانیت میدهد. از آنچه در ورقههای زهد گفتیم معلوم شد که زهد به معنی و مفهومی که امثال عثمان بن مظعون میخواستند یعنی ترک زندگی به خاطر بهتر عبادت کردن (زیرا تنها عبادت به مفهوم نماز و ذکر را معبر آخرت میدانستند) در اسلام محکوم و مردود است.
اسلام، هم طرفدار ترک دنیاست و هم طرفدار تخلّی برای عبادت.
ولی هم ترک دنیا مفهوم دیگری غیر از دست کشیدن از زندگی دارد و هم تخلّی برای عبادت مفهومی غیر از منحصر کردن کارها به ذکر و نماز دارد. علت امر یک چیز است و آن اینکه آنچه باید از او عبور کرد و او را رها کرد زندگی نیست و آن چیزی هم که معبر آخرت است منحصراً آن نوع عبادت نیست، زیرا عبادت منحصراً نماز و روزه نیست؛ هر چیزی که برای خدا و در راه هدفهایی باشد که اسلام برای فرد و جامعه تعیین کرده است، عبادت و دالان آخرت است.
در تفسیر کلمه زهد اسلامی باید ببینیم که آنچه باید آن را رها کرد و دنیاست، چیست؟ گفتیم خود زندگی نیست. بعضی گفتهاند علاقه به زندگی است. قطعاً این هم نیست زیرا علاقه به زندگی، هم فطری است و هم غیر قابل تفکیک از زندگی است. زندگی با بیعلاقگی، زندگی نیست. ممکن است گفته شود آن چیزی که باید آن را به نام دنیا رها کرد این است که زندگی در دنیا را آخرین مرحله و حد زندگی بدانیم. این نیز صحیح نیست؛ بسیارند افرادی که واقعاً جز به زندگی دنیا ایمان ندارند اما زاهد و شریف و شجاع و باگذشت از دنیا زندگی میکنند. بلکه حقیقت این است که زهد عبارت است از ترک و بی اعتنایی به امور مادی دنیا در مقابل یک حقیقت دیگر که آن خدا یا آخرت یا شرافت و یا آزادی و یا مساوات و یا چیز دیگر است. و این ترک زندگی نیست، بلکه ترک یک نوع از زندگی یعنی لذت گرایی و انتخاب نوعی دیگر از زندگی است و این نوع نه تنها