یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦ - زن در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٩٦
سعادتمندیاش به زنش بیش از پدر و مادر و برادر و خواهر خودش است و بالعکس. ایندو درست نظیر اسپرماتوزئید و اوول هستند که به محض اتصال، یک واحد را تشکیل میدهند.
هدف طبیعت از این تفاوت، تناسب و اتحاد است:
هدف اختلاف ایندو ترکب و وحدت و پیدایش کل است. دو عنصر مساوی با هم ترکیب نمیشود مثل دو اکسیژن. دو قطب همنام یکدیگر را به اصطلاح فیزیکی طرد میکنند. پس هدف این اختلاف، انجذاب و ترکب و وحدت است. زن و مرد مکمل وجود یکدیگرند، اختلافشان نظیر اختلاف ابعاض و اجزاء اتومبیل است [١] که مثلًا آهن ضخیم زیر چرخها و سیم نازک برق هر دو لازم است و هر دو بجاست، هیچ کدام از دیگری متأخر و عقب مانده نیست، نه اختلاف چند کوزه در کوزهگری یا مدلهای مختلف یک جنس فابریکی که وسط و اعلا دارد، قیمتها هم متفاوت است. اینکه جسم زن لطیفتر و جسم مرد خشنتر، روح مرد قویتر و تعقلیتر و روح زن حساستر و عاطفیتر و اینکه روح مرد مبارزانهتر و روحیه زن حمایتی آفریده شده برای این است که ایندو برای زندگی زناشویی و جفت بودن یعنی برای زندگی خانوادگی آفریده شدهاند. مرد به شغل برادر یا پدر یا پسر خود حسادت میبرد و میگوید «الملک عقیم» اما هرگز زن به مقام شوهر حسادت نمیورزد. برای یک زن رسیدن شوهر به مقام همان اندازه لذت بخش است که برای خود مرد، بلکه بیشتر. علاقه مرد به زن از قبیل علاقه به سایر اشیاء از قبیل اسب و نوکر و گاو و گوسفند نیست [٢]. تمایل مرد و زن به یکدیگر باید «میل ترکیبی» نام بگیرد، نظیر میل ترکیبی اکسیژن و هیدروژن.
زن و مرد شریک در زندگی هستند ولی نه به معنی اینکه نیمی از زندگی مال این است و نیمی مال آن، زندگی اشاعه بردار نیست، بلکه به معنی اینکه مجموعاً یک زندگی دارند.
هرگونه جنگ صنفی و نژادی و مذهبی بوده الّا جنگ جنس مرد و جنس زن که امکان ندارد:
لهذا همه جور
[١] کما اینکه اختلاف استعداد افراد بشر در اجتماع مدنی نیز براساس همین حکمت است. همه استعداد دارند اما یک جور استعداد ندارند.[٢] رجوع شود به نمره ٢٨، صفحه ١٣٢.