یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠ - زن - فلسفه مهر و انفاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٢٣٠
٣٦. کافی، جلد ٥، صفحه ٣٨٤ روایاتی نقل کرده به این مضمون:
لاتحل الهبة الّا لرسول اللَّه و اما غیره فلایصلح نکاح الّا بمهر.
٣٧. رجوع شود به تاریخ تمدن ویل دورانت، جلد اول، صفحه ٦٤- ٦٦ و ٦٨ و به لذات فلسفه، صفحه ١٧٥ راجع به مهر.
ایضاً لذات فلسفه، صفحه ١٨٣ راجع به نفقه (رجوع به نمره ٤٥).
ایضاً زناشویی و اخلاق، صفحه ٣٦ و ٣٩ راجع به مهر، و صفحات ١٠١ و ١١٣ و ١٣٦ راجع به نفقه.
٣٨. در تفسیر امام فخر در ذیل آیه کریمه و اتوا النساء صدقاتهن نحلة مینویسد:
العرب کانت فی الجاهلیة لاتعطی النساء من مهورهن شیئاً [١] و لذلک کانوا یقولون لمن ولدت له بنت: هنیئاً لک النافجة، و معناه انک تأخذ مهرها ابلًا فتضمها الی ابلک فتنفج مالکای تعظمه [٢] ٣٩. در تفسیر کشاف و تفسیر فخر کلمه «نحلة» را در آیه کریمه به معنی فریضه و به معنی عطیه تفسیر کردهاند، و در عطیه نیز ترجیح دادهاند که مقصود عطیهای است که شوهر به زن میدهد. احتمال هم دادهاند که به معنی عطیه الهی باشد.
٤٠. راجع به کلمه صداق و صَدُقه درباره مهر، مطلب درستی پیدا نکردیم. فخر رازی میگوید:
قال الواحدی موضوع ص دق (علی هذا الترتیب) للکمال
[١] یعنی اولیائهن[٢] مثل این است که تفسیر امام فخر این مطلب را از کشّاف اقتباس کرده است.