یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢ - زن در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ١٠٢
به نفس بوده یا ناشی از اصل ارزش سربازی بوده است و هر غیرِ قادر به سربازی چه مرد و چه زن ارزشش پایین بوده است، احیاناً اگر زنی با چند مرد برابر بوده او نیز ارزش داشته است، و تدریجاً پیشرفت تمدن و ظهور مصلحین از یک طرف و از بین رفتن نظامات قبیلهای حقوق زن را به او باز داده است.
ح. ماهیت نهضت زنان تجزیه میشود به احقاق حق واقعی از طرف عواملی که هم حسن نیت دارند و هم فهمیده هستند، و احقاق حق جاهلانه و احمقانه از طرف عواملی که از روی جهالت [عمل میکنند] ولی حسن نیت دارند، و نهضت طرفداری از بیبند وباری و شهوترانی [١].
لزوم مشخص بودن حدود و حقوق و آنجا که منطقه حکومت عواطف است:
لزوم مشخص بودن حدود و حقوق برای جلوگیری از حس منفعت طلبی افراد و تجاوز آنهاست و هم برای حفظ نظم و مشخص بودن خط سیر افراد است از آن جهت که افراد نسبت به هم «بیگانه» اند و در میان آنها من وتو است و باید حساب حساب باشد و کاکا برادر. به عبارت دیگر از آن جهت که میان افراد بیگانگی حکمفرماست، تعیین و تشخیص حدود و حقوق لازم است. اما تشخیص حدود و حقوق شرط لازم حیات بشری هست ولی شرط کافی نیست، زیرا بشر در روابط خود با یکدیگر باید به جایی برسد که بیگانگی- که مبنای لزوم تعیین و تشخیص حدود و حقوق است- تبدیل شود به «یگانگی» [٢] و در سطحی بالاتر از عدالت اجتماعی زندگی کند و آن سطح عواطف اجتماعی است، به تعبیر قرآن در پرتو
[١] رجوع شود به صفحه ١٠٣ و به خلاصه صفحات ١٠٤- ١٢٦ به صفحه ١٢٦- ١٢٩ و به خلاصه مباحث خانواده، به ورقههای خانواده.[٢] روح اجتماع منزلی یگانگی است. اسلام بزرگترین توفیقها را عملًا در محیط اجتماع منزلی پیدا کرده است. حتی یک خانواده نمیتوان پیدا کرد که هریک از مرد و زن در کمال صفا پا به درون مرز دیگری نگذاشته باشد، بلکه مرزی در میان نیست. کدام زن است که از خدمت مجانی به خانه استنکاف کند و برای کم خرج کردن چانه نزند و کدام مرد است که به واجبات اکتفا کند؟